امر به معروف و نهی از منکر

يك نصيحت از آقاي خامنه اي

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 11:14  توسط قیومی  | 

امر به معروف (به صورت فيلم و صوت)

 

آيت الله شهید مرتضي مطهری
مراحل، أقسام، ارزش امر به معروف و نهی از منکر

 

 

 

آيت الله شيخ حسين مظاهری
امر به معروف و نهی از منکر

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 17:47  توسط قیومی  | 

برترین اعمال خلق، امر به معروف کردن است.

باسمه تعالی


حضرت علی (ع) فرموده است :


" الامر بالمعروف افضل اعمال الخلق"


برترین اعمال خلق، امر به معروف کردن است.


یک تواشیح زیبا در وصف مولا علی (علیه آلاف التحیّة والثناء)


امر به معروف و نهی از منکر «دریای خروشان»


دانلود فیلمهای آموزشی امر به معروف و نهی از منکر در سه قسمت


قسمت اول: ضرورت امر به معروف و نهی از منکر


قسمت دوم: مراحل امر به معروف و نهی از منکر


قسمت سوم: شبهات امر به معروف و نهی از منکر


***


خلاصه ی فیلم به صورت نوشتار:


قسمت اول


بررسی آیات و روایات امر به معروف و نهی از منکر


سخنان امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه)


سخنان امام خامنه ای (حفظه الله تعالی)


سخنان دیگر علمای اسلام (حفظهم الله تعالی)


آثار گناه سکوت


عبرتهای عاشورا


 


قسمت دوم


درباره ی مراحل امر به معروف و نهی از منکر می باشد


مرحله اول: انزجار قلبی و تأثیر آن در احیای این فریضه ی الهی


مرحله دوم: تذکّر لسانی و تأثیر آن در ریشه کن شدن گناه در اجتماع،


و انواع تذکر لسانی، که شامل مواردی همچون،


تذکر درباره ی انجام واجبات و خوبیها و ترک محرّمات و بدیها،


اذان گفتن، و غیره می شود،


و نقش مهمّ تذکّر لسانی در تأثیر این فریضه ی الهی،


امر به معروف و نهی از منکر و ضرورت حفظ آبروی افراد


مرحله سوم: برخورد عملی،


و وظیفه ی نیروی انتظامی در این فریضه ی الهی


 


قسمت سوم


شبهاتی درباره این فریضه الهی


درباره ی احتمال تأثیرگذاری امر به معروف و نهی از منکر


نقد ضرب المثل انحرافیِ «عیسی به دین خود موسی به دین خود»


با تشکّر فراوان از ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:51  توسط قیومی  | 

شهيد و امر به معروف

امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید.از نماز و قرآن جدا نشوید ، زیرا این دو انسان را به فلاح رستگاری می رساند.شهید حسن شیرازی
(عکس مربوط به شهید حسن شیرازی نیست)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 10:16  توسط قیومی  | 

دانلود pdf کتاب ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

دانلود pdf کتاب ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

 

راهنمای دانلود:

بر روی لینک مورد نظر  راست کلیک کرده و گزینه save target as… را انتخاب کنید.


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 9:6  توسط قیومی  | 

ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر —> درس ششم : وظايف آمران به معروف وناهيان از منكر

 

وظايف آمران به معروف وناهيان از منكر

از آيات قرآن استفاده مي شود كه كساني در امر به معروف موفق ترند كه :

1- اهل توبه وسجده و ركوع وقيام باشند .

2- هر گز توقع مادي نداشته باشند.

3- گفتار وبيانشان؛

الف : حق ودلپسند باشد ( اليه يصعد الكلم الطيب)

ب: به بهترين بيان باشد ؛ مخاطب مسلمان باشد يا غير مسلمان ؛ ( قولوا لناس حسنا)

درقرآن ، از ناسزا گفتن به مشركين نهي شده است ؛ زيرا آنان نيز ممكن است به مقدسات ما ناسزا بگويند ؛ ( لاتسبّوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا)

4- سخنشان منطقي باشد ؛ در سراسر قرآن ، كلمات برهان وبينه بارها به چشم مي خورد ؛ حتي از كفار مي خواهد تا اگر منطقي دارند، عرضه كنند.

5- از تحقير ديگران بپرهيزند وبه خاطر انجام منكر توهيني نكنند.

6- از كلمات عاطفي ، نرم ومحبت آور استفاده كنند.

قرآن ،انبيا را برادر مردم معرفي مي كند واين تعبير ،بهترين اهرم براي جذب مردم است.

خداوند به موسي وهارون (ع) مي فرمايد ، هنگامي كه نزد فرعون رفتيد ، با او به نرمي سخن بگوئيد.

دوري از قضاوت عجولانه

امام صادق (ع) براي مهمان خود خرماي مرغوبي آورد. مهمان اين آيه از قرآن راخواند: ( ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم ) از اين نعمت ها در قيامت ، مورد بازخواست قرارخواهيد گرفت.

گويا به نظرش آمد كه خرماي به اين خوبي،چرا در منزل امام است . امام فرمود : مراد از نعمتي كه در قيامت موردبازخواست واقع مي شوند ،نعمت رهبري و ولايت است نه خرما.

ميانه روي

بر اساس روايات ، بايد در امر ونهي ميانه رو بود واز هرگونه خود كم بيني وضعف يا خشونت و تندري پرهيز نمود.

محبوبيت ونفوذ كلام

از امام صادق (ع) سوال شدكه آيا امر به معروف و نهي از منكر بر همه واجب است؟ امام فرمود: اين كار بر شخصي واجب است كه مورد احترام واطاعت ديگران باشد ونسبت به معروف علم وبصيرت داشته باشد ،نه بر كساني كه خود درانتخاب راه متحيرند.

كسب آگاهي

حضرت علي (ع) مي فرمايد : هيچ تلاش وحركتي نيست ، مگر اينكه انسان در آن محتاج به شناخت باشد.

ابوحنيفه با امام صادق (ع) هم غذا شد .امام فرمود : خداوندا !اين نعمت ها از تو و پيامبرت مي باشد .

ابو حنيفه گفت: نعمت ها از خداست . چرا رسول را اضافه مي كنيد؟ آيا اين نوعي شرك نيست؟

امام فرمود : خداوند درقرآن مي فرمايد: ( اغناهم الله ورسوله من فضله ) خداوند وپيامبرش مردم را بي نياز كردند.

روزي يك صوفي زاهدنما به امام صادق (ع) گفت: چرا شما لباسهاي نرم ولطيف پوشيده ايد ؟ به خدا سوگند كه پيامبر اين گونه لباسها را نمي پوشيد.

امام لباس خود را كنار زد وفرمود : من زير اين لباس ، لباس خشن پوشيده ام .لباس خشن زير را براي خدا و اينكه نفس من رفاه طلب نباشد ، ولباس رو را براي آراستگي ميان مردم پوشيده ام .

در اينجا حديث جالبي را نقل مي كنيم تا بدانيم كه امر به معروف ونهي از منكر كار ساده اي نيست و هر كسي نمي تواند با هر شناختي كه دارد و با هر شيو هاي كه مي پسندد ، اين كار را انجام دهد.

در حديث حسيني مي خوانيم :

(صاحب الامر بالمعروف يحتاج الي ان يكون عالما بالحلال والحرام)

( كسي كه ا مر به معروف مي كند ، بايد دين شناس باشد وحلال و حرام را بداند ).

(فارغاً من خاصه نفسه ) ( گرفتار نفس خودنباشد) .اگر حرفي مي زند ويا گامي برمي دارد ، براي اصلاح جامعه و رضاي خداباشد ونه مطرح كردن خود.

(ناصحاً للحق) ( خير خواه مردم باشد وانگيزه او ، سوز دروني وغيرت ديني باشد) .

( رحيماً رفيقاً بهم ) ( با مردم مهربان و رفيق باشد وتا ضرورت پيش نيايد ، خشونت نكند).

( داعياً لهم باللطف) ( با لطافت ومحبت ، مردم را به كار خير وخوبي دعوت كند).

( حسن البيان ) (گفتارش نيكو باشد).

(عارفاً بتفاوت اخلاقهم ) ( بداند كه هر كس خلق وخوبي دارد وبا هر كس بايد طور خاصي سخن گفت).

(بصيراً بمكر النفس) ( از حيله هاي نفساني آگاه باشد) تا مبادا در قالب امر به معروف ونهي از منكر به اهداف شومي كشيده شود.

( صابراً ) ( اگر در راه امر به معروف ونهي از منكر ضربهاي ديد مايوس نشود وپشتكار داشته باشد.)

( لايكا فيهم ولايشكو منهم ) ( اگر ازمردم آزاري ديد انتقام نگيرد و شكايتي نكند).

(لايستعمل الحميه) ( در كار تعصب قومي وقبيله اي نداشته باشد).

( لايغتاظ لنفسه ) ( غيظ او براي نفس نباشد )، بلكه براي خدا و ارتكاب كار زشت توسط ديگران باشد. نه اينكه چرا شان ومقام مرا مراعات نكرد.

باعمل خود ، مردم را دعوت كنيم

درقرآن ، بارها از كساني كه مردم را به حق دعوت مي كنند ولي خود را فراموش كرده اند ، انتقاد شديد شده است . (لم تقولون ما لاتفعلون)

در روايات مي خوانيم : با عمل خود مردم را به راه حق دعوت كنيد. ( كونو دعاه الناس باعمالكم)

براي مثال مسئولان مملكتي بايد در صف اول نماز جمعه وجماعات حاضر باشند ،تا نماز خانه ها و مساجد پر شود

سوال : فقها مي گويند: امربه معروف ونهي از منكر واجب است گرچه انسان به آنچه مي گويد ، عمل نمي كند . ولي در آيات و روايات از كساني كه به گفتار خود عمل نكنند ،انتقاد شديد شده است؟

پاسخ : انتقاد قرآن و روايات ازكساني است كه به طور كلي ميان گفتار وكردارشان تفاوت است ؛ يعني برنامه زندگي و رفتار آنان خلاف است، ولي درجامعه قيافه مصلح و آمر به معروف دارند.

فتواي فقها اين است كه لازم نيست به تمام فرامين خدا عمل كنيد تا واجدشرايط امر به معروف باشيد.

گروهي نزد پيامبر (ص) آمدند وگفتند: تا ما به همه احكام عمل نكنيم امر به معروف نمي كنيم.

حضرت فرمود: امر به معروف كنيد ؛ گرچه به همه آنچه مي گوييد عمل نمي كنيد و نهي ازمنكر كنيد گرچه از همه منكرات دوري نمي كنيد .

سوال : اگر مردم مخالفت كردند ،چه كنيم؟

پاسخ : اولاً : سنت وبرنامه خداوند بر آزاد گذاشتن مردم است لذا پيامبر مي فرمايد : من وكيل شما نيستم.

بنابر اين ، معناي تذكر شما ، قبول حتمي مردم نيست.

ثانيا : بايد به مردم فرصت داد . زير كساني كه مدت ها در راهي رفته اند ، يك دفعه نمي توانند از راه خود دست بردارند.

ثانياً : گاهي بايدصبر كنيم تا حساسيت طرف از بين برود ، درست مثل دندانپزشكي كه اگر دندان درد كند، آن را نمي كشد.

رابعاً : ممكن است اگر شيوه را عوض كنيم ، او بپذيرد.

وفراموش نكنيم كه اگر مردم اعتنايي نكنند ، پاداش ما در نزد خداوند محفوظ است.

از كار خلاف انتقاد كنيم ، نه از شخص

در قرآن مي خوانيم كه پيامبران به مردم مي گفتند ( اني لعملكم من القالين ) ( من با عمل شما مخالف هستم ) ، نه با خود شما.

اگر خلاف كار احساس كند كه انساني منفور ، مردود ومطرود است ، هر روز ياران شما شراب خورده است . آيا از او تبرّي جوييم؟ امام فرمود :از كارش تبرّي جوئيد (نه از خودش).

به حداقل اكتفا كنيم

رسول خدا (ص) در روزهاي اول دعوت خود ، مردم را تنها به يك جمله سفارش مي فرمود: (قولو لا اله الاالله تفلحوا) بگوييد جز خداي يكتا معبودي نيست ، تا رستگار شويد.

حكم روزه ،زكات وجهاد دراسلام ،بعد از گذشت پانزده سال از بعثت نازل شد.

در قرآن مي خوانيم : چون خداوند مردم را ضعيف ديد ،قانون خود را تخفيف داد.

در روايات آمده است كه يك نفر مسيحي ،مسلمان شد . رفيق مسلمانش سحرگاه به منزل او رفت وگفت: الان وقت نماز شب است. او را از خواب بيدار كرد وبه مسجد برد ونماز شب واداشت . همين كه اذان صبح شد گفت: اكنون وقت نماز صبح است. وبعد ،نماز ظهر وعصر را خواندند؛ در حالي كه مي گفت، نبايد از نمازها ودعاي نافله ومستحبات غافل شد اين مسلمان چنان با نماز ودعا ، وقت مسيحي تازه مسلمان را پر كرد كه روز بعد گفت : اگر اسلام اين است همان بهتر كه مسيحي باشم.

به سراغ كشف منكرنرويم

بعضي به سراغ كشف عيوب وگناهان ديگران مي روند تا او را نهي ازمنكر كنند ، در حالي كه قرآن با كمال صراحت ، تجسس را تحريم كرده است .

امام صادق (ع) مي فرمايد :

لغزشهاي مومنان را پيگيري نكنيد كه هر كس اين گونه باشد خداوند علاوه بر آخرت ، در همين دنيا او را افتضاح خواهد كرد.

نهي از منكر نه حسادت

ريشه برخي انتقادها ، عقده ها وحسادت ها ست.

قرآن خطاب به پيامبر مي فرمايد :

بعضي ازمردم درباره تقسم زكات به تو انتقاد مي كنند ؛ ولي اگر مقداري از زكات به خود آنان بدهي ، راضي مي شوند وانتقادي نمي كنند ؛ اما در صورتي كه ندهي عصباني مي شوند.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 9:0  توسط قیومی  | 

ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر —> درس پنجم : عوامل نپذيرفتن امر و نهي

عوامل نپذيرفتن امرونهي

الف : عوامل درونی

1- جهل

كودكاني كه از والدين خود اطاعت نمي كنند ، به خاطر آن است كه اسرار كلام والدين را نمي فهمند.

انبيا به مردم منحرف مي گفتند : ( شما جاهليد وگرنه در برابر ما اين همه سرسختي نشان نمي داديد ).

2- تعصب

تعصب ، زماني مفيد ومثبت است كه پافشاري بر اهداف و آرمانهاي مقدس و مستدل باشد ، ولي اكثر تعصبات ، ريشه ملي وقومي وحزبي ونژادي وشغلي و... دارد وبر پايه موهبات و رسومات وپندارهاي فردي واجتماعي است.

تعصب ، دودي است كه جلو ديد چشم رامي گيرد وفرد هيچ حقيقتي جز راه و رسم خود نمي پذيرد.

خداوند مي فرمايد : اگر ما اين كتاب را بر غير عرب نازل مي كرديم ، عرب ها به خاطر تعصب نابجا تسليم نمي شدند.

3- تكبر

سرچشمه تكبر ، سن وعلم وشكل و قبيله و مقام وحزب و فرزند وامثال آنهاست .

شخصي به محضر امام آمد وگفت ( من از لباس فاخر ومنزل و مركب خوب استفاده مي كنيم ، آيا اين نشانه تكبر است )؟

حضرت فرمود : (نشانه تكبر آن است كه حرف حق را نپذيري ).

آري چه بسيارند فقراي متكبر واغنياي پذيرنده .

4- لقمه حرام

امام حسين (ع) روز عاشورا به لشگريان يزيد فرمود : (دليل انكه امر به معروف ونهي ازمنكر در شما اثر نمي كند آن است كه شكم هاي شما از حرام پر شده است).

ب - عوامل بيروني

1- تبليغات سوء

يكي از شيو هاي مخالفان آن است كه شخصيت پاكان وصالحان را در جامعه مخدوش كنند تا امر ونهي آنها بي اثر شود.

تبليغات سوء كار را به جايي مي رساند كه مردم ، انبياء را مجنون و ساحر ؛ يوسف (ع) را متهم ؛ حضرت علي (ع) را واجب القتل ؛ امام حسين را شورشي ؛ وخدمت به يزيد را عبادت دانستند.

2- تعارضات تربيتي

تعارض ميان مدرسه ومنزل در مسائل ديني وتربيتي باعث مي شود تا فرزند دچار سردرگمي شود. در مدرسه با نماز آشنا مي شود اما در خانه والدينش نماز نمي خوانند .

تعارض ميان سفارش به صرفه جويي در سخن واسراف در عمل اعتقاد شنونده را نسبت به گوينده كم مي كند.

3- طاغوت ها

در قرآن ، بارها جمله (يصدون عن سبيل الله ) به كار رفته است. افرادي كه مانع راه خدا مي شوند معمولاً طاغوتها هستند ، البته سرمايه داران دنيا طلب ويا دوستان فاسد يا والدين وهمسر واستاد ومشاوران ناباب نيز مصداق اين آيه مي باشند .

4- مشكلات اقتصادي

قرآن در دعوت مردم به عبادت ، مي فرمايد :

( فليعبدوا رب هذا البيت الذي اطعمهم من جوع وامنهم من خوف )

(مردم بايد بنده خدا باشند؛ او آنان را از گرسنگي وناامني نجات داد .)

در اینجا ، خداوند تامين نيازهاي اوليه مردم را زمينه دعوت آنان به عبادت قرار داده است.

 
 
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 8:58  توسط قیومی  | 

ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر —> درس چهارم : آثار ترك امر به معروف ونهي ازمنكر

 

جامعهء ساكت مرده است

قرآن مي فرمايد ( ولكم في القصاص حياه ) اگر قاتل را به قصاص رسانديد، زنده ايد .

در حديث مي خوانيم : كسي كه در برابر خوبي ها و بدهي بي تفاوت است ، مرده اي است كه در ميان زنده ها نفس مي كشد.

سكوت در برابر گناه نتيجه اي جز خسارت ندارد . بر اساس سوره عصر ، حتي كساني كه اهل ايمان وعمل صالح اند ولي ساكت باشند ديگران را به حق وصبر سفارش نكنند ،درخسارت اند.

در حديث آمده است : اگر گناه مخفيانه انجام شود ، خطري براي همه مردم ندارد ؛ ولي اگر گناه آشكارا انجام شود ومردم قدرت برخورد داشته باشند ، ولي ساكت بمانند ، خداوند همه را مورد قهر وعذاب خود قرار مي دهد . چنانكه در قرآن مي فرمايد : از فتنه هايي كه آتش آن همه را مي سوزاند ، بترسيد‍.

براساس روايات : اگر مردم امر به معروف ونهي از منكر را ترك كنند ،اشرار بر آنان مسلط خواهند شد ودعاها وناله ها ديگر اثر نخواهد داشت.

گاهي سكوت در برابر گناه ، نشانه رضايت است كه در اين صورت بر اساس آيات و روايات ، اين گونه افراد شريك گناهكار حساب مي شوند .

خداوند به يهوديان زمان پيامبر خطاب مي كند كه : ( چرا شما انبياي پيشين را كشتيد ؟ ) در حالي كه نياكان آنان پيامبران را كشته بودند ، ولي چون نسل آنها به كار پدران خود راضي بودند ، خداوند ، فرزندان را به كردار پدران مورد عتاب و انتقاد قرار مي دهد .

با اينكه قاتل حضرت علي(ع) يكنفر به نام ابن ملجم بود ، ولي در شب نوزدهم ما رمضان سفارش كرده اند كه صد مرتبه بگوييد: ( الهم العن قتله امير المومنين) خدايا ، قاتلان علي را لعنت كن . زيرا بسياري ديگر نيز به اين كار راضي بوند.

سيماي افراد ساكت در قيامت

در حديث مي خوانيم : پيامبر اكرم (ص) فرمود : ( به خدايي كه جانم در دست اوست ، ازامت من گروهي از قبر بر مي خيزند ؛ در حالي كه در قيافه بوزينه وخوك هستند . اين قيافه ها به خاطر آن است كه آنان قدرت بر نهي از منكر داشته ، ولي با گناهكاران سازش كردند).

كساني كه سكوت را شكستند.

ابن سكيت از ياران امام رضا ، امام جواد وامام هادي (ع) ودر عين حال معلم فرزندان متوكل ، خليفه عباسي بود.

روزي متوكل از اوپرسيد : ( فرزندان من بهترند يا حسن وحسين دو فرزند علي بن ابيطالب )

او سكوت چندين ساله را شكست وگفت: (قنبر غلام علي از تو و فرزندانت بهتر است ، تا چه رسد به حسن وحسين).

متوكل كه هرگز توقع شنيدن چنين سخني را نداشت ، به شدت عصباني شد ودستور قتل او را صادر كرد.

توجيهات بهانه جويان

1- گناه ديگران ، به ما كاري ندارد

بعضي مي گويند : (عيسي به دين خود موسي به دين خود) ، ( من وگناهكار را كه در يك قبر نمي گذارند ) ، لذا در برابر باطل ساكت مي مانند ، در حالي كه جرم درجامعه قابل سرايت است . يك نفر سيگاري هواي محيط را آلوده مي كند . دروغ نيز جو بي اعتمادي را بر جامعه حاكم مي كند .

گناه درجامعه مثل سوراخ كرد كشتي است ، همين كه آب وارد شد ، همه را غرق خواهد كرد.

2- مانع آزادي مردم است.

بعضي مي گويند : امر به معروف ونهي ازمنكر ، نوعي دخالت در امورشخصي مردم وسلب آزادي از آنان است ،در حالي كه معناي آزادي آن نيست كه هر كس هر كاري انجام دهد ؛ زيرا اين نه با عقل سازگار است ونه هيچ فرد وجامعه و رژيمي به آن تن مي دهد.

آزادي درچهارچوب قانون وعقل وفطرت معنا دارد ؛ وگرنه مي شود هرج ومرج و بي بندوباري .

در زندگي اجتماعي ، آزادي بايد بر اساس سلامت جامعه ومقرارت فراگير معنا شود. فرمان پليس در مورد حركت يا توقف اتومبيل ها براي اصلاح امر ترافيك ، در همه جاي دنيا پذيرفته شده است وكسي آن را مخالف آزادي نمي داند ، در حالي كه كار پليس نوعي امربه معروف ويا نهي ازمنكر عملي است.

3- حيا وخجالت

گاه فرد خجالت مي كشد و حيا مي كند از اينكه تذكر دهد و جلوي منكري را بگيرد . اين نوع حيا در روايات اسلامي مورد انتقاد است وبايداين صفت را از خود دور كرد.

4- ترس

برخي افراد مي ترسند كه مشتري وخريدار آنان كم شود ؛ يا دوستانشان را از دست بدهند ؛ يا به حرفشان اعتنايي نشود؛ يا مورد تهديد قرار گيرند و يا مردم از كار آنان انتقاد كنند. در حالي كه در روايات متعدد آمده است ( امر به معروف ونهي ازمنكر كنيد و نترسيد ؛ زيرا نه رزق شما قطع ، و نه مرگ شما نزديك مي شود)

5 – با يك گل بهار نمي شود

گاهي سكوت ديگران ، انسان را به سكوت وا مي دارد و مي گويد : من كه به تنهايي نمي توانم كاري بكنم ، اگر همه بگويند ،من هم مي گويم . درحالي كه امر به معروف در آن فضاي مرگبار وساكت ، پاداش بيشتري دارد . در حديث مي خوانيم : ( بهترين جهاد ،كلمه حقي است كه انسان در برابر فرد ستمگر بگويد)

6 – انحراف فكري

بعضي افراد مي گويند : اگر خدا مي خواست ، خودش جلوي اين افراد را ميگرفت وتوبيخشان مي كرد ، لابد خدا خواسته است كه اين كار ها باشد . به ما چه ربطي دارد كه مانع شويم؟

اين منطق نظير آناست كه بگوييم : اگر فلان كار خوب است ، چرا خدا خودش انجام نميدهد ؛ اگر سير كردن گرسنگان خوب است ، خدا خودش به آنان روزي دهد ؛ چرا ما خرج آنان را بپردازيم ؟

گويا اين افراد ازاينكه خداوند مردم را مختار آفريده تا هركس به انتخاب خودش عمل كند و آزمايش خودش را پس بدهد ،غافلند .

7 - توقع نابجا

بعضي مي گويند: نگرانيم كه به گفته ما عمل نشود. اين توقع نابجا است ؛ مگر مردم همه سخنان انبيا وامامان معصوم را گوش دادند؟

رسول اكرم (ص) به حضرت علي (ع) فرمود : (به خدا سوگند كه اگرحتي يك نفر توسط تو هدايت شود ، براي تو از آنچه خورشيد بر آن مي تابد ، بهتر است ).

8- ديگران هستند

گروهي مي گويند : اگر لازم باشد ،فلان شخصيت ، يا مقام ويا فلان انجمن اسلامي وديگران هستند . غافل از آنكه امر به معروف همچون نماز ، وظيفه همه است وغفلت ديگران دليلي برتوجيه غفلت ما نيست .

1- امروز بگوييم ، فردا چه مي شود؟

بعضي امر وبه معروف ونهي از منكر نمي كنند و مي گويند : ( بر فرض ما امروز جلوفساد را گرفتيم . باز فردا فساد خواهد كرد ) مثل آنكه بگوييم: ( اگر امروز منزل وحياط را تميز كنيم ، باز هفته ديگر كثيف خواهد شد.) تكرار گناه فردا ، دليل برسكوت امروز ما نيست.

10 - ترك وظيفه به گمان خودسازي

فراريان جنگ تبوك به پيامبر اكرم (ص) مي گفتند: در سفر به تبوك و جنگ با سپاه روم ، نگرانيم كه چشممان به دختران آنان بيفتد وگناه كنيم ، لذا به اين سفر نمي آييم.

11-كار از كار گذشته

بعضي مي گويند : بايد فكر اساسي كرد وكار از تذكر وموعظه گذشته است. مانند آن كه تشنه اي را مي بيند و مي تواند با كمي آب او را از مرگ نجات دهد ، ولي مي گويد : بايد فكر آبرساني سراسري باشيم . البته فكر اساسي وتصميم كلي حرف منطقي است ، ولي اين تفكرنبايد بهانه ترك امر به معروف ونهي از منكر موردي شود.

بيان آثار شوم منكر

اگر از اول جلو منكر گرفته نشود ، پي در پي خطراتي را به دنبال خواهد داشت . حضرت علي (ع) ، نفوذ تدريجي وگام به گام شيطان را اينگونه توصيف مي كند:

(فباض)؛ اول شيطان در روح انسان تخمگذاري مي كند .

(وفرخ في صدورهم ) ؛ بعد جوجه ها از تخم بيرون مي آيند.

(ودبّ) ؛ سپس در روح انسان به حركت در مي آيند.

(ودرج في حجورهم )؛ پس در دامن انسان به راه مي افتند.

(فنظر باعينهم )؛ پس شيطان به واسطه چشم آنان را مي نگرد و به جاي عين الله ، عين الشيطان مي شوند.

(ونطق بالسنتهم )؛ وحرف خود را با زبان آنان مي زند .

(فركب بهم الزلل )؛ وبه واسطه اين افراد ، سبب لغزش ديگران را فراهم مي كند.

احتمال ضرور خطر

گرچه طبق قانون (اهم ومهم ) بايد در هر اقدامي محاسبه كرد و هر حركتي را سنجيده انجام داد ولي بايد درانجام اين دو وظيفه بزرگ گاهي به استقبال خطر رفت.

اگر قرآن در ستايش از افرادي مي فرمايد ( آنان از هيچ سرزنشي نمي هراسند ) به خاطر آن است كه عمل به وظيفه ، سرزنش دارد و بايد آماده آن بود.

آياتي كه در انتقاد از گروهي مي فرمايد : (خداوند سزاوار تر به ترسيدن است تامردم ) به ما مي گويد : از مردم نترسيد !

و رواياتي كه مي فرمايد ( بزرگترين جهاد ، كلام حقي است كه نزد حاكم ستمگري زده شود) و (حق را بگويد گرچه بر عليه شما باشد )؛ الهام بخش جرات وجسارت در انجام تكليف الهي است.

بنابراين ، رواياتي كه مي گويند : ( امر به معروف زماني است كه انسان برجان خود و دوستانش نترسد.) مخصوص مواردي باشد كه قانون اهم ومهم مطرح است ؛ يعني منكردر حدي نيست كه ارزش فدا كردن جان را داشته باشد .

اصلاً امر به معروف دردسر دارد و لذا لقمان به پسرش مي گويد : فزرندم ! نماز به پا دار وامر به معروف ونهي ازمنكر نما در انجام اين وظيفه بر آنچه به تو رسد ، صبر وتحمل كن كه اين پشتكاري نياز به صلابت وعزم و اراده اي قوي دارد .

حمايت از آمرين به معروف

خليفه سوم، عثمان ، دستور تبعيد ابوذر ، يار وفادار رسول خدا را به ربذه صادر كرد وگفت : هيچ كس نبايد ابوذر را بدرقه كند!

اما اميرالمومنين ، امام حسن و امام حسين (ع) سكوت را شكسته و حمايت از اين آمر به معروف به پا خاستند و او را بدرقه كردند. به هنگام بدرقه ، هر سه بزرگوار به ابوذر دلدار دادند وسخناني فرمودند . حضرت علي ( ع) فرمود : (اي اباذر! تو براي خدا غضب كردي و فرياد زدي . اينها از افشاگري تو و از دست دادن حكومت ترسيدند ؛ ولي تو هم از گناه سكوت ترسيدي وفرياد زدي . فرداي قيامت معلوم خواهد شد كه برنده كيست .)

ابوذر در ربذه غريبانه و در حالي كه سرش در دامن دخترش بود ، جان سپرد.

اگر مشكلات پيش آمد ، چه كنيم ؟

از يك سو قرآن مي فرمايد ( خداوند براي شما آساني خواسته است ونه سختي ) واز سوي ديگر ، امر ونهي در برخي موارد موجب درگيري وضرر مي شود ، پس چه بايد كرد؟

پاسخ : اولاً خود قرآن فرموده است : (در اين راه ، هر مشكلي به تو رسيد ، تحمل كن!).

ثانياً : انبيا و اوليا در راه زنده كردن حق ومحو باطل ، آن همه سختي كشيدند. قرآن ميفرمايد ( حوادث تلخي كه براي شما پيش مي آيد ، با وجود تلخي و نگراني براي شما ، بركاتي نيز دارد زيرا وسيله اي براي توبه واستغفار شماست.)

بنابراين ، بايد بنگريم كه هر كجا مساله اي اهم بود ،هر چيزي هرچه هم مهم باشد ، فداي آن شود . براي مثال ، حفظ اسلام مهم تر از جان امام حسين (ع) است ، لذا آن حضرت شهيد مي شود تا اسلام رنده بماند.

آمران به معروف را دوست بداريم ‍

يكي از انتقاداتي كه انبيا به بعضي از مردم داشتند ، اين بود كه : ( شما ناصحين را دوست نداريد ؟).

امام صادق (ع) مي فرمايد : (بهترين دوستان من كسي است كه عيوب مرا به عنوان هديه به من تذكر دهد.)

امام سجاد (ع) در دعاي مكارم الاخلاق چنين مي فرمايد : (پروردگارا به من روحيه انتقاد پذيري مرحمت فرما تا از كساني كه مرا ارشاد مي كنند ، پيروي كنم ).

حضرت علي (ع) مي فرمايد : ( ازعلامات سقوط وعقب گرد ، مظنون شدن به كساني است كه براي ما دلسوزي مي كنند).

و فرمود : ( هر كس تو را موعظه كرد ، او را به وحشت نينداز ).

اين منافقان بودند كه هرگاه مورد نهي از منكر قرار مي گرفتند ،با غرور مي گفتند : در جامعه تنها ما مصلح هستيم.

واين كفار بودند كه هر گاه انبيا آنان را ارشاد مي فرمودند ، به جاي پذيرش مي گفتند : هدف انبيا فخر فروشي بر ماست..

برادر وخواهر ،اگر تذكري به شما ميدهند ، سرسختي نكن . تكبر بود كه شيطان را از درگاه خدا دور كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 16:43  توسط قیومی  | 

ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر —> درس سوم : مراحل امر به معروف ونهي از منكر

مراحل امر و نهي

مرحله اول : انسان قلباً از اينكه معصيت خدا شود ناراحت باشد وكار خلاف را در روح خود منكر بداند و از آن متنفر باشد . در اين مرحله ، احدي معاف نيست .

مرحله دوم : با زبان به خلافكار هشدار دهد و به خوبي ها سفارش كند. قرآن مي فرمايد : كيست بهتر از آن كه به سوي خدا دعوت كند و كردار خودش نيكو باشد.

مرحله سوم : اگر بيان اثر نكند ، با قدرت جلو خلاف گرفته شود.

اصل تاثير

امر به معروف ونهي از منكر ، براي تاثير است؛ يعني ببينيم كه خلافكار از چه طريقي از كردار خود دست بر مي دارد ، از همان راه وارد شويم.

آنچه اسلام از ما خواسته ، منع ازمنكرات وسفارش به معرف ها ست ؛ ولي شيوه انجام آن تعبدي نيست ؛ يعني اينكه به چه نحو باشد ؟ د رچه زمان باشد ؟ با چه وسيله باشد ؟ از طرف چه كس باشد ؟ به چه شكلي باشد ؟ تعبدي نيست.

اسلام ، اينها را به عقل واگذار كرده تا بهترين وسريعترين راه را براي تاثير پیدا كند.

بزرگان ، شرط وجوب امر به معروف را احتمال تاثير دانسته اند . يعني اگر بدانيد كه اثر نمي كند ، بر شما واجب نيست.

ما ضمن پذيرش اين اصل كلي ، به چند نكته اشاره مي كنيم :

1- ممكن است سخن ما فعلاً اثر نكند ؛ ولي بعداً اثر كند و به مرود زمان موجب بيداري وهوشياري شود.

امام حسين (ع) فرمود : من براي احياي امر به معروف ونهي از منكر به كربلا مي روم. گرچه آن زمان ، امام شهيد شد ويزيد ولشكرش تحت تاثير قرار نگرفتند ؛ ولي به مرور ، ناحق بودن بني اميه ومظلوميت اهل بيت پيامبر اكرم (ص) براي مردم روشن شد.

2- فضا سازي يك ارزش است ؛ برا ي مثال ، هر كسي كه به تنهايي مشغول نماز مي شود ، مستحب است اذان بگويد و در اذان (حي علي الصلوه) سر دهد .گفتن اين جمله يك ارزش است ؛ هرچند شنونده اي وجود نداشته باشد تا براي بر پايي نماز بشتابد.

3- با نهي از منكر لذت گناه را از كام گناهكار مي گيريم و نمي گذاريم كه او با خيال راحت گناه كند.

4- عذر براي ما و اتمام حجت بر گناهكار ؛

قرآن مي فرمايد : گفتن حق ، مايه اتمام حجت بر گنهكار است تا نگويد : كسي به من تذكر نداد و عذري است براي مومن تا به او گفته نشود : چرا فريادي نزدي. ( عذرا و نذرا)

آري ، احتمال اثر شرط وجوب است ؛ يعني اگر احتمال اثر نمي دهي واجب نيست ؛ نه انكه ممنوع باشد.

احياي سرمايه هاي دروني براي پذيرش

1- ايمان به خدا

يهترين وسيله براي پذيرش امر به معروف ونهي ازمنكر ، تحكيم عقيده به مبدا ومعاداست.

برا ي مثال ، به كسي كه وارد منزلي مي شود ، زماني مي توان گفت: اين كار را بكن واين كار را نكن ‍ كه عقيده داشته باشد: منزل صاحبي دارد ، حسابي در كار است وكارهاي او در منزل زير نظر است.

البته بعضي افراد ايمان دارند ، ولي فراموشكارند ؛ لذا هم ايمان لازم است وهم توجه.

قرآن درباره بعضي مي فرمايد : خدا را فراموش مي كنند ويا قيامت را به فراموشي مي سپارند .

كسي كه خدا را ناظر وفرشتگان او را مامور ثبت وضبط كار خود بداند وتوجه داشته باشد كه در روز قيامت خداوند پرونده اعمال انسان را جلو روي او خواهد گذاشت و او بايد پاسخگوي همه كار ها ، بلكه افكار ونيات خود باشد، چنين فردي دست به گناه نمي زند.

2- تشكر از خداوند

حضرت علي (ع) مي فرمايد : حتي اگر خداوند براي گناه ، كيفر دوزخ قرار نمي داد ، لازم بود كه انسان به خاطر تشكر از آن همه الطاف او ، ازگناه و مخالفتش دور كند.

3- توجه به نظارت اولياي خدا

در اصول كافي ، روايات متعددي نقل شده است مبني بر اينكه : در هر هفته ، اعمال انسان به امام زمان (ع) و پيامبر اكرم (ص) عرضه مي شود وآن بزرگواران را خشنود يا نارحت مي كند.

4- توجه به آثار شوم گناه

قرآن مي فرمايد ( ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم) هر مصيبت كه به شما مي رسد ، بخاطر عملكرد خودتان است.

آشنايي با تاريخ زندگي اقوام گذشته كه اهل منكر بودند ، انسان را به دوري از منكرات مي كشاند.

در قرآن كريم دهها آيه در اين زمينه آمده است:

( فاهلكنا بذنوبهم ) ما فلان قوم را به خاطر گناهانشان هلاك كرديم .

( فاهلكوا بالطاغيه ) طغيان مردم سبب نابودي آنان است.

( ومنهم من اغرقنا ) قومي را در آب غرق كرديم.

( فاخذ تهم صاعقه العذاب ) گروهي را با صاعقه نابود كرديم.

(بريح صرصرعاتيه ) جمعي را به باد سرد كننده هلاك كرديم .

( جعلنا عاليها سافلها) شهر قومي را زير و رو كرديم .

آشنايي با اين هشدارها ، يكي از عوامل دست برداشتن از منكرات وكفر وطغيان است . تمام آياتي كه سفارش به سير در زمين و نگاه همراه عبرت كرده وتمام آياتي كه ما را به مطالعه عاقبت كار نيكوكاران يا فاسدان دعوت كرده ، به همين منظور است.

5- توجه به بركات معروف

آشنايي با منافع و آثار خوبي ها ، انسان را براي انجام معروف آماده مي سازد . امام رضا (ع) مي فرمايد : اگر مردم زيبايي هاي سخنان ما را بدانند ، حتماً پيرو ما مي شوند.

امام صادق ( ع) مي فرمايد : خداوند متعال به موسي وحي كرد : من به خاطر تلاش پدران به فرزندان لطف مي كنم . اگر پدران نيكوكار باشند ، به فرزندانشان خير وبركت مي رسد ؛ اما اگر شرور باشند ، به فرزندانشان شر مي رسد.

آري ، كار خيرو شر در همين دنيا نيز بي پاسخ نمي ماند.

اين جهان كوه است وفعل ما ندا سوي ما آيد صداها را ندا

ازمكافات عمل غافل مشو گندم از گندم برويد جو ز جو

نمونه بركات

v احسان به مردم ، سبب احسان خداوند ومردم به ما مي شود.

v صدقه دفع بلا مي كند.

v حج ، انسان را از فقير شدن بيمه مي كند.

v زكات ،مال را بيمه مي كند.

v عفو مردم ، كليد عفو الهي است.

v صله رحم ، عمر را طولاني مي كند.

v نماز ، انسان را از فحشا ومنكر باز مي دارد .

v كارهاي نيكو ، گناهان را از بين مي برد .

v عقيقه ، وسيله بيمه كردن نوزاد از خطرات است.

v استعاذه ودعا ، ما را از خطرات نجات مي دهد.

v روزه ، وسيله سلامتي است.

v قناعت ، كليد عزت است.

v زهد رمز رحمت است.

v ياد خدا ، تنها وسيله آرامش است .

آري ، براي گسترش واحياي امربه معروف ها بايد مردم را با آثار و بركات دنيوي واجر اخروي آنها آشنا كنيم .

 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 16:38  توسط قیومی  | 

ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر —> درس دوم : آثار

 

الف : بركات معنوي

1- اصلاح خود انسان

حضرت علي (ع) به فرزندش فرمود : امر به معروف كن تا اهل معروف باشي .

همان گونه كه هر كس لباس مي شويد ، دست خودش نيز پاك مي شود.

2- شركت در پاداش نيكي ها

در روايات متعدد مي خوانيم : هر كس مردم را به كار خير راهنمائي وسفارش كند، در پاداش آنان شريك است ، بدون آنكه از اجر عامل كاسته شود .چنانكه هر كس ديگري را به كار خلاف و انحراف دعوت كند ، در كيفر او شريك است.

3- نجات از قهر خدا

امير المومنين (ع) فرمود : هر كس منكر وخلافي را ديد وقلباً از آن ناراحت شد ، همانا از قهر خدا نجات پيدا كرده و تن به سلامت برده است وهر كس با زبان از كار خلاف نهي كند ، به پاداش رسيده است.

ب : بركات اقتصادي

قرآن مي فرمايد : اگر مردم ايمان آورند وتقوا پیشه كنند (كه يكي از مصاديق تقوي امر به معروف و نهي از منكر است) به طور قطع ، بركاتي ازآسمان و زمين بر آنان خواهيم گشود.

امام باقر (ع) مي فرمايد : با امر به معروف و نهي ازمنكر ، كسب ها حلال و زمين ها آباد مي شود.

اگر در برابر كم فروشي ها ، گرانفروشيها ، ربا خواري ها وحيله و تزويرها همه افراد حساس باشند ، بازار اصلاح مي شود .

حضرت علي (ع) همواره با تاريانه وارد بازار مي شد و به كساني كه جنس خود را در سايه مي فروختند تا عيب آن مخفي بماند و يا جنس بهتر را روي ديگراجناس ونوع نامرغوب را در زير مي نهادند ، هشدار مي داد .

رسول اكرم (ص) به ابن مسعود فرمود: با گناهكاران معامله نكنيد‍ اگر مسلمانان به همين جمله عمل كنند ، يعني تجار خلافكار را بايكوت وهمه بر ضد آنان اعتصاب كنند ، او مجبور است خود و تجارتش را اصلاح كند.

ج : بركات اجتماعي

قرآن ، جامعه اي را رستگار مي داند كه امر به معروف ونهي ازمنكر در آن زنده باشد.

صالحاني را كه ما در هرنماز با جمله (السلام علينا وعلي عباد الله الصالحين) بر آنان درود مي فرستيم، كساني هستند كه امر به معروف ونهي ازمنكر مي كنند.

اگر امر به معروف ونهي ازمنكر ترك شود، بتدريج اشرار حاكم خواند شد وكار به جايي خواهد رسيد كه خوبان هر چه فرياد زنند، پاسخي نشنوند.

امام صادق (ع) به يكي از ياران خود فرمود : اگر شما دور بني عباس را نمي گرفتيد ، آنها ما را خانه نشين نمي كردند ، سكوت شما ما را خانه نشين كرد.

اگر امروز همه كشورهاي اسلامي بر سر اسرائيل غاصب فرياد زنند، او مناطق تحت اشغال خود را به اعراب پس مي دهد.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 16:37  توسط قیومی  | 

ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر(هر روز یک درس)

 

درس اول

 

سيماي امر به معروف

- امر به معروف ، نشانه عشق انسان به مكتب است .

- امر به معروف ، نشانه علاقه انسان به سلامت جامعه است.

- امر به معروف ، نشانه فطرت بيدار جامعه است.

- امر به معروف ، مايه تشويق نيكوكاران جامعه است.

- امر به معروف ، مايه تذكر و آگاه كردن افراد جاهل است.

- امر به معروف ونهي از منكر ،گاز وترمزي است كه ماشين جامعه را هدايت مي كند .

- امر به معروف ونهي از منكر والدين است كه اساس تربيت كودك را تشكيل مي دهد.

- امر به معروف ، سبب دلگردمي وتقويت افراد كم اراده مي شود.

- امر به معروف و، نشانه حضور در صحنه است .

- نهي ازمنكر ، جبران كننده كمبود تقوي بعضي از افراد جامعه است.

- امر به معروف ، جامعه را رشد مي دهد ونهي ازمنكر ،جامعه را از سقوط نجات مي دهد.

- امر به معروف ونهي ازمنكر ، نشانه غيرت ديني و احساس مسئوليت است.

- امر به معروف ونهي ازمنكر ، نوعي نظارت عمومي است.

ريشه هاي فطري و غريزي

پدران ومادران در طول تاريخ، فرزندان خود را به كارهايي واداشته و ا زكارهايي نهي كرده اند . مساله امر ونهي وتشويق وهشدار ، ريشه در درون هر انساني دارد ومربوط به زمان ومكان و يا نژاد ومنطقه خاصي نمي شود و هر مساله اي اين گونه فراگير باشد ،نشان از فطري بودن آن دارد.

هشدار واخطار و فرياد در برابر خطرها وانحراف ها ، مخصوص انسان نيست . درقرآن مي خوانيم : وقي مورچه اي ديد حضرت سليمان با لشگرش در حركتند ، فرياد زد و به ساير مورچگان گفت: به لانه هاي خود برويد تا پايمال نشويد .

و هنگامي كه هدد در پرواز خود از فضاي كشور سبا متوجه انحراف مردم شد و دريافت كه مردم خورشيد پرستند ، نزد حضرت سليمان آمد و از انحراف شكايت كرد.

بنابراين فرياد در برابر انحراف و دلسوزي براي ديگران ، نه تنها مساله اي فطري براي انسان هاست ،بلكه ريشه اي غريزي در حيوانات نيز دارد.

جايگاه امر به معروف در قرآن

اين موضوع از همان روزهاي اول بعثت پيامبر اسلام (ص) مورد عنايت اسلام بوده است. سوره والعصر كه اوائل بعثت در مكه نازل شده است ، در جمله (تواصو بالحق وتواصو بالصبر) ، اشاره به امر به معروف مي كند و ازمومنان مي خواهد تا يكديگر را به كارهاي حق وپايداري در راه خدا سفارش كنند.

اولين وظيفه انبيا

قرآن مي فرمايد : ما در ميان هر امتي ، پيامبري را مبعوث كرديم كه مهم ترين وظيفه او دو چيز بود: يكي امر به يكتا پرستي كه بزرگ ترين معروف هاست ( ان اعبدوا الله ) ، ودوم نهي از اطاعت طاغوت ها كه بزرگترين منكرهاست ( اجتبنو الطاغوت )

نشانه بهترين امت

قرآن خطاب به مسلمانان مي فرمايد : ( كنتم خير امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف وتنهون عن المنكر تومنون بالله ) شما بهترين امتي هستيد كه برمردم ظاهرشده ايد ؛ به شرط آنكه امر به معروف ونهي ازمنكر كنيد .

امر به معروف كاري است كه خداوند انجام ميدهد:

( ان الله يامربالعدل والاحسان )

چنانكه امر به منكر كار شيطان است.

(الشيطان بعدكم الفقر ويامركم بالفحشاء)

امر به معروف يك وظيفه عمومي است. قرآن مي فرمايد: تمام مردان و زنان با ايمان نسبت به يكديگر حق ولايت دارند تا يكديگر را به معرو ف سفارش كنند واز منكر باز دارند .

البته همواره در قرآن ، امر به معروف ، مقدم بر نهي از منكر به كار رفته است تا بفهماند كه كارها را از راه مثبت پيگيري كنيد و در جامعه تنها انتقاد كننده نباشيد.

گروه ويژه

قرآن مي فرمايد ( ولتكن منكم امه يدعون الي الخير ويامرون بالمعروف وينهون عن المنكر ) از ميان شما، گروهي بايد دعوت به خير وامر به معروف ونهي ازمنكر كنند.

حساب اين گروه از حساب وظيفه عمومي جداست . اين دسته بايد با قدرت وامكانات وارد عمل شوند وجلوي منكرات را بگيرند . چنانكه اگر ماشيني در خيابان يك طرفه بر خلاف مسير حركت كند، دو وظيفه وجود دارد :يكي وظيفه عموم رانندگان كه تخلف او را با بوق وچراغ به او بفهمانند؛ ويك وظيفه هم پليس دارد كه او راجريمه كند.

جايگاه امر به معروف در روايات

پيامبر اكرم (ص) فرمود: آمران به معروف ،جانشينان خدا در زمين هستند.

اميرالمومنين علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايد : تمام كارهاي خير وحتي جهاد در راه خدا ، نسبت به امر به معروف مثل رطوبت دهان است نسبت به آب دريا .

حضرت علي (ع) مي فرمايد : امر به معروف ونهي ازمنكر براي عموم مردم يك مصلحت است ( تا انگيزه آنان را نسبت به كار خير زياد كند) ، ونهي ازمنكر براي افراد نابخرد كه گرايش به انحراف در آنان زياد است ، وسيله كنترل قوي است.

امام باقر (ع) درمقام شكايت مي فرمايد : افرادي هستند كه اگر نماز ضرري به مال يا جانشان بزند ، آن را ترك مي كنند؛ همان گونه كه امر به معروف ونهي ازمنكر را كه بزرگترين و شريف ترين واجبات است ، به همين خاطر رها كردند.

در حديث مي خوانيم : بهترين دوست آن است كه هنگام خلاف مانع تو شود و بدترين دوست آن است كه به تو تذكر ندهد. امام صادق (ع) مي فرمايد : بهترين دوست من كسي است كه عيب هاي مرا به من هديه كند.

همچنين فرمود: كسي كه بتواند جلوي مفاسد را بگيرد ،ولي نگيرد،گويا دوست دارد كه خداوند متعال معصيت شود. چنين كسي اعلام دشمني با خدا كرده است .

رسول خدا (ص) فرمود: گروهي هستند كه نه پيامبرند ونه شهيد ؛ ولي مردم به مقام آنان كه به خاطر امر به معرو.ف به دست آورده اند غبطه مي خورند .

در پايان اين بحث به يك نمونه قرآني ازنهي ازمنكر اشاره مي كنم:

يك نمونه قرآني از نهي از منكر

حضرت ابراهيم كه عموي خود را بت پرست مي ديد ، براي بازداشتن او از اين كار به او گفت : اين مجسمه هايي كه شما پايبند عبادت آنها شده ايد ، چه معنا دارد ؟ ( اذ قال لابيه وقومه ما هذه التماثيل التي انتم لها عاكفون )

از اين بيان بسيار كوتاه ، به چند اصل مهم در امر به معروف ونهي ازمنكر پي مي بريم:

1- كسي كه امر به معروف مي كند ، بايد از رشد وكفايت خاصي برخوردار باشد.

2- درامر ونهي شرط سني وجود ندارد ( قال لابيه )

3- امر ونهي را از نزديكان شروع كنيم ( قال لابيه )

4- در نهي از منكر ، ابتدا از منكرات بزرگ شروع كنيم . ( ما هذه التماثيل )

5- در امر ونهي ،مردم را به كرامت وشخصيت خودشان متوجه سازيم. ( انتم لها عاكفون )

6- درنهي از منكر ،گاهي بايد يك نفر در برابر گروهي قرار گيرد.

7- در امر ونهي با شيوه سوال ،وجدانها را بيدار كنيم ( ما هذه التماثيل )

8- در امر ونهي ، قاطعيت وصراحت داشته باشيم ( انتم وآبائكم )

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 16:22  توسط قیومی  | 

تذکر لسانی در کلام مقام معظم رهبری

راه بهشت

آن چه که مسئولیت شماست مسئله زبانی است یعنی شما باید کاری کنید که مردم امر و نهی زبانی را که مهمترین عامل که حتی از جهاد بالاتر است یعنی تاثیرش از جهادی که توپ و تفنگ و اتم است بیشتر است اگر انجام بگیرد و تحقق پیدا کند. منتهی مردم که امتحان نمی کنند. یک بار امتحان کنند . تا ببینند اگر نشد.
من عرض می کنم مثلاً الان امریکا ـ از امریکا بالاتر، قدرتمندتر، مستکبرتر، یاغی تر ـ اگر همه مسلمان های عالم تصمیم بگیرند که هر مسلمانی در ماه یک بار به امریکا بگوید : نکن ، امریکا را می شکنند کاری که با بمب اتم نمی شود با این کار می شود ، زبانی ، یدی هم نمی خواهد .
همه مردم مسلمان ، هر کس که مکلف است در تمام دنیای اسلام ، شما حالا این را در گناهان داخل جامعه بیاورید . یک آقایی دارد یک حرکت خلاف انجام می دهد یک کس از پهلویش رد شود و بگوید (عصبانیت و تهدید به عمل هم لازم نیست) آقا این کار شما خلاف است نکنید و رد بشوید . او ممکن است دنبالش کند این در برود. بگوئیم اگر نشد بزن درحالی که این زدن یک کار دیگر است .من این کار دوم را اصلا از تو خواستم من مرحله دوم را که که زبانی است از تو می خواهم .
اگر همین کار انجام بگیرد و شما بتوانید به مردم تفهیم کنید که اگر کار خلافی دیدند بگویند (آقا نکن و در بروند) ده نفر بگویند نکن و در بروند اگر کسی طاقت پیدا کرد این خلاف را دوباره انجام دهد . نمی تواند بکند . این همه که می بینید وقتی شما دوباره یا سه بار گفتید « نکن» او عصبانی می شود و می آید یقه شما را می گیرد پیدا است این ضربه شکننده است اگر شکننده نبود عصبانیت نداشت. می گفتی نکن او هم نگاهی می کرد و محل نمی گذاشت . شما می دانید وقتی چند بار تکرار شد نکن ، نکن این دفعه می خواهد منفجر بشود. خدای متعال در زبان این اثر را قرار داده است ، در امر و نهی این اثر را قرار داده است. ما چرا این حکمت الهی را درک نمی کنیم و حاضر نیستیم از این ابزار عظیم الهی استفاده کنیم بکنید تا ببینیم می شود یا نمی شود. خدای متعال آن آیات را خلاف نفرموده است یا همین روایت را که از نهج البلاغه خواندیم. واقعاً اگر چنانچه بکنید تمام قوام عدل و حق در عالم برقرار می شود.

منبع : www.nemademehr.com

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 12:26  توسط قیومی  | 

بارش قطرات زلال

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 12:21  توسط قیومی  | 

معجزات تذکر لسانی

امر و نهی زبانی گسترده ترین مرتبه از مراتب امر به معروف است به گونه ای که بخش اعظم این وظیفه الهی با زبان عملی می شود زیرا امر و نهی دینی چهار قسم کلی دارد که یا تنها به وسیله زبان جامه عمل می پوشند و یا زبان نقش بیشتری را در انجام آنها دارد و ما برای وضوح بیشتر بحث این اقسام چهار گانه را مورد بررسی قرار می دهیم .

1-  امر به مستحبات

امر به مستحبات تنها با رتبه دوم یعنی به وسیله زبان انجام می گیرد  و رتبه اول و سوم ندارد زیرا مرتبه اول که اظهار تنفر قلبی است و همچنین مرتبه سوم که اعمال قدرت برای انجام معروف است درآن مطرح نیست چه اینکه امر به مستحبات مستحب می باشد .    

2-  نهی از مکروهات

در نهی ارمکروهات نیز مانند امر به مستحبات مراتب سه گانه امر به معروف و نهی از منکر وجود ندارد و تنها نهی از منکر زبانی انجام می گیرد زیرا اگر چه مکروهات مورد نهی قرارگرفته اند اما با توجه به اینکه اسلام به نوعی مردم را در انجام آنها آزاد گذارده است اظهار تنفر قلبی که مرتبه اول است و اعمال قدرت که مرتبه سوم می باشد در مکروهات مطرح نیست چه این که نهی از مکروهات مستحب می باشد .

3-  امر به واجبات

در امر به واجبات مراتب سه گانه امر به معروف وجود دارد اما

مرتبه دوم که مرتبه زبانی است از همه گسترده تراست زیرا غالباً اظهار تنفر قلبی نظیر ترشرویی ، سرد برخورد کردن ورو گردانی که مرتبه اول است برای کنهکار سنگین تر از سخن ملایم ونصیحت به اوست و به فتوای فقهای اسلام اگر مرتبه دوم برای گنهکار آسان تر از مرتبه اول باشد واجب است به مرتبه دوم عمل عمل شود در نتیجه مرتبه دوم که مرتبه زبانی است  گسترده تر از مرتبه اول می باشد .

مرتبه زبانی امر به واجبات ازمرتبه سوم که توسل به زوراست هم گسترده ترمی باشد زیرا امر به بسیاری از واجبات به واسطه زبان انجام می گیرد و نوبت به مرحله ی اعمال قدرت نمی رسد ومواردی هم که انجام آنها با توسل به زور صورت می گیرد به عهده ی نظام اسلامی است واگر نظام هم درانجام وظیفه ی خود کوتاهی کند بسیاری ازترک واجبات که انجام آنها نیازمند اعمال قدرت است به خاطر ضرری که برای آمران به معروف دارند واجب نخواهند بود نتیجه این که غالب امر به واجب ها به صورت امر به معروف زبانی انجام می گیرد

4- نهی از محرمات

در این قسم از نهی از منکر هم مراتب سه گانه امر ونهی دینی وجود دارد اما نهی از منکر زبانی از دو مرتبه اول وسوم گسترده تر است و دلایل آن دقیقا همان دلایلی است که در امر به واجبات مطرح گردید .

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 11:59  توسط قیومی  | 

توصیه از کافی ج5ص57

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 10:52  توسط قیومی  | 

اصول مهم نهى از منكر

باتوجه به آیه 32 سوره احزاب‏

1. از موقعیّت خانوادگى افراد كمك بگیریم. «یا نساء النّبىّ»

2. از موقعیّت اجتماعى افراد استفاده كنیم. «لَستُنّ كاحدٍ من النساء»

3. القابى را به كار ببریم كه محبوب همه است. «ان اتّقیتُنّ»

4. از ساده‏ترین كار شروع كنیم. «فلاتخضعن بالقول»

5. از بزرگان و خودى‏ها شروع كنیم. «یا نساء النّبىّ»

6. از سرچشمه‏ى گناهان نهى كنیم. «فلاتَخضعنَ بالقول فیطمع»

7. از رفتارها و انحرافات كوچك غافل نباشیم. «فلاتَخضعنَ بالقول»

8. عوارض و پیامدهاى فساد و انحراف را بیان كنیم. «فیطمع الّذى فى قلبه مرض»

9. امر به معروف و نهى از منكر در كنار هم باشد. «فلاتخضعن- قلن»

10. حتّى براى جلوگیرى از یك منكر از یك فرد اقدام كنیم. «فیطمع الّذى» نفرمود: «فیطمع الّذین»

11. با هوس و آرزوى گناه هم باید مبارزه كرد تا چه رسد به خود گناه. «فیطمع»

حجه الاسلام والمسلمین محسن قرائتى

چهار صد نكته از تفسیر نور، ص: 199




+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 7:7  توسط قیومی  | 

امر به معروف يكي از راه‌هاي تحقق جامعه پيشرفته اسلامي است
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 12:40  توسط قیومی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 12:43  توسط قیومی  | 

امر به معروف و نهى از منكر فرمانروايان و پادشاهان

مراتب امر به معروف را بيان كرديم و گفتيم كه مرتبه اولش ، تعريف و دومش ‍ موعظه و مرتبه سوم تندى و خشونت و مرتبه چهارم آن جلوگيرى با زور و جبر و وادار كردن بر حق و صواب به وسيله زدن و مجازات است . در مورد پادشاهان از تمام آن مراتب دو مرتبه اول يعنى تعريف و موعظه جايز است . اما جلوگيرى از اعمال پادشاه از روى قهر، براى افراد رعيت امكان ندارد، زيرا باعث آشوب و بلوا مى شود و پى آمد آن به مراتب بدتر از آن منكر خواهد بود. اما تندى در گفتار، مثل گفتن ((اى ستمگر)) ((اى كه از خدا نمى ترسى )) و نظاير آن ، اگر باعث به وجود آمدن آشوبى مى گردد كه از خود او تجاوز كرده و به ديگران هم برسد، جايز نيست ولى اگر جز بر خويشتن بيمى ندارد، جايز بلكه مستحب است ؛ زيرا روش پيشينيان چنين بوده كه خود را در معرض خطرها قرار دهند و به طور آشكار نهى از منكر كنند بدون اعتنا به ريخته شدن خونشان و ابتلاى به انواع شكنجه ها براى آن كه مى دانستند اين ، خود شهادت در راه خداست .

مى گويم :

از قرآن و اخبار اهل بيت عليهم السلام مستفاد مى شود كه اين عمل روا نيست و امامان از اين كه مؤ من خود را خوار سازد و در معرض شكنجه هاى طاقت فرسا قرار دهد، نهى فرموده اند. و درستى اخبارى كه غزالى آورده است ثابت نشده و آنچه ثابت شده نيز چنانكه گذشت ، قابل توجيه است .

غزالى گويد:

اما روش موعظه و امر به معروف و نهى از منكر، به شاهان كه از دانشمندان گذشته نقل شده است ، بخشى از آن را در باب ورود بر سلاطين از كتاب حلال و حرام آورديم و اينك به داستانهايى اكتفا مى كنيم كه از روى آنها روش موعظه و نهى از منكر پادشاهان را مى توان دانست .

مى گويم :

آنچه غزالى از حكايات نقل كرده است ، تنها در مورد برخورد گمراهان با ستمگران ، به منظور كسب مقام والاتر و مقبوليت در نزد توده مردم است . اينان به سبب علاقه نفسانى و كشش قلبى كه داشته اند و بعضى از ايشان نيز به دليل سفاهت و حماقتشان و يا علم به اين كه موعظه و نهى از منكر در بازداشتن آن ظالم هيچ تاءثيرى ندارد جز آن كه باعث نابودى خودشان مى شود، و با اين تصور كه از اين طريق به مقام شهادت دست مى يابند، خويشتن را در معرض هلاكت و نهى خداى سبحان قرار مى دادند.

پس فايده اى در ايراد امثال اين حكايات نيست . علاوه بر آن كه حكم اين نوع برخوردها با اختلاف زمانها و حالات و اشخاص ، تفاوت مى كند. از اين رو ما به يك داستان از آنچه غزالى نقل كرده ، اكتفا مى كنيم كه مربوط به چنان كسان نيست و اين داستان همان است كه از ابن مهاجر نقل كرده و مى گويد: اميرالمؤ منين منصور وارد مكه شد و در دارالندوه فرود آمد. او آخر شبها از دارالندوه به قصد طواف بيرون مى شد و طواف مى كرد و نماز مى گزارد بدون اين كه كسى بفهمد و چون فجر طلوع مى كرد به دارالندوه باز مى گشت و مؤ ذنان مى آمدند و به او سلام مى دادند. آنگاه اقامه نماز اعلام مى شد و او بيرون مى آمد و با مردم نماز مى خواند. شبى در وقت سحر بيرون رفت و در آن ميان كه مشغول طواف بود ناگاه صداى مردى را از نزد ملتزم شنيد كه مى گفت : بارخدايا به تو شكايت مى كنم از ظهور ظلم و فساد در روى زمين و از ستم و طمعى كه بين حق و حقدار جدايى انداخته است ، منصور با عجله نزديك شد حرفهاى او را خوب شنيد سپس برگشت و در گوشه اى از مسجد الحرام نشست ، به دنبال آن مرد فرستاد و او را طلبيد. قاصد نزد وى آمد و گفت : اميرالمؤ منين را درياب ! آن مرد دو ركعت نماز خواند و ركن را بوسيد و همراه فرستاده منصور آمد و سلام داد. منصور رو به او كرد و گفت : اين چه حرفى بود كه از تو شنيدم ، مى گفتى : جور و فساد روى زمين پيدا شده و ظلم و طمع بين حق و حقدار جدايى انداخته است ؟! به خدا سوگند كه اين سخنان تو گوشهاى مرا به درد آورد و مرا نگران و ناراحت كرد. گفت : يا اميرالمؤ منين ! اگر مرا امان دهى ، از ريشه و اساس امور شما را مطلع خواهم كرد، اگر نه به امور مربوط به خودم اكتفا مى كنم ؛ زيرا آنها مهمترند. منصور گفت : تو بر جانت در امانى . آن مرد گفت : آن كسى را كه طمع فرا گرفته تا جايى كه بين او و بين حق و اصلاح مظاهر ظلم و فساد در روى زمين جدايى انداخته است ، تو هستى . منصور گفت : واى بر تو، چگونه مرا طمع گرفته ؟

بقیه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 12:8  توسط قیومی  | 

دانلود جلسات امر به معروف و نهی از منکر حجت الاسلام قرائتی

جزوه سخنان ایشان: امر به معروف و نهی از منکر 1--------------- دانلود
جزوه سخنان ایشان: امر به معروف و نهی از منکر 2--------------- دانلود
جزوه سخنان ایشان: امر به معروف و نهی از منکر 3--------------- دانلود
جزوه سخنان ایشان: امر به معروف و نهی از منکر 4--------------- دانلود

جزوه سخنان ایشان: امر به معروف و نهی از منکر 5--------------- دانلود
جزوه سخنان ایشان: امر به معروف و نهی از منکر 6--------------- دانلود
جزوه سخنان ایشان: امر به معروف و نهی از منکر 7--------------- دانلود
جزوه سخنان ایشان: امر به معروف و نهی از منکر 8--------------- دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 11:15  توسط قیومی  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 13:58  توسط قیومی  | 

درس عاشورا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 13:56  توسط قیومی  | 

نقش‌ امام‌ حسين‌(ع) در احياي‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر

 

يكي‌ از خصوصيات‌ بارز حضرت‌ سيد الشهداء (ع) در ميان‌ ائمه‌: اطهار احياي‌امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر است‌، ولي‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر آن‌ حضرت‌ با تمامي‌امر به‌ معروف‌ها و نهي‌ از منكرها فرق‌ داشت‌؛ وجه‌ فرق‌ دو جهت‌ بود:

فرق‌ اول‌: معناي‌ شايع‌ امر به‌ معروف‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ به‌ نماز و روزه‌ و حج‌ وكارهاي‌ خير اعم‌ از واجبات‌ شرعي‌ يا عقلي‌ و يا مستحبات‌ امر كند.

و معناي‌ شايع‌ نهي‌ از منكر هم‌ نهي‌ كردن‌ از معاصي‌ شرعيه‌، مثل‌ شرب‌ خمر،موسيقي‌، غنا، زنا، سرقت‌ و ساير گناهان‌ شرعي‌ و قبايح‌ عقلي‌ مي‌باشد. ولي‌ ما موقعي‌ كه‌دقت‌ مي‌كنيم‌، مي‌بينيم‌ هيچ‌ معروفي‌ مهم‌تر از امر به‌ ـ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر ـ وهيچ‌ منكري‌ خطرناك‌تر از ترك‌ ـ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر ـ نيست‌.

در نتيجه‌ در برنامه‌هاي‌ امر به‌ معروف‌ يك‌ برنامه‌ ديگري‌ بنام‌ «امر به‌ امر به‌معروف‌» و «امر به‌ نهي‌ از منكر» اضافه‌ مي‌شود.

در برنامه‌ نهي‌ از منكر قسم‌ جديدي‌ به‌ نام‌ نهي‌ از سكوت‌ و ترك‌ امر به‌ معروف‌ونهي‌ از منكر و برنامه‌ ديگري‌ به‌ نام‌ «نهي‌ از امر به‌ منكر و نهي‌ از معروف‌» اضافه‌مي‌شود.

امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر دوري‌

اين‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر كه‌ به‌ خود تعلق‌ مي‌گيرد و ما آن‌ را «امر به‌ معروف‌و نهي‌ از منكر دوري‌» مي‌ناميم‌. البته‌ بر خلاف‌ دوري‌ مشهور كه‌ محال‌ از فرض‌ وجودش‌عدمش‌ لازم‌ مي‌آيد.

دور مسئله‌ ما بر عكس‌ علت‌ بقا و مانع‌ از نابودي‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكراست‌. توضيح‌ اين‌ كه‌ هر تشكيلاتي‌ اگر فقط‌ ناظر به‌ غير باشد و چنان‌ به‌ اصلاح‌مؤسسات‌ ديگر بپردازد كه‌ هيچ‌ وقت‌ براي‌ اصلاح‌ خود نداشته‌ باشد، حتماً محكوم‌ به‌نابودي‌ است‌. لذا مي‌بينيم‌ در تمام‌ كشورها قوه‌ قضائيه‌ كه‌ به‌ جنايات‌ و خيانت‌هاي‌ تمام‌اقشار مملكت‌ و ادارات‌ و مؤسسات‌ و حتي‌ قوه‌ مقننه‌ و مجريه‌ مي‌پردازد، يك‌ تشكيلاتي‌هم‌ به‌ نام‌ «دادسراي‌ انتظامي‌ قضات‌» وجود دارد كه‌ به‌ خيانت‌ها، جنايت‌ها و اتهامات‌اعضاي‌ همين‌ قوه‌ قضائيه‌ رسيدگي‌ مي‌كند كه‌ اگر ترس‌ از اين‌ دادسرا نبود در مدت‌ كمي‌به‌ قدري‌ خيانت‌ و حكم‌ به‌ ناحق‌، احقاق‌ باطل‌ و ابطال‌ حق‌ زياد مي‌شد كه‌ به‌ طور كلي‌ قوه‌قضائيه‌ متلاشي‌ مي‌شد.

هم‌ چنين‌ «سازمان‌ اطلاعات‌ و امنيت‌» هر كشوري‌ يك‌ تشكيلاتي‌ در داخل‌ آن‌درست‌ مي‌كند به‌ نام‌ «ضد اطلاعات‌» يا اسم‌ ديگر كه‌ وظيفه‌ آنها تحقيق‌ و كشف‌خيانت‌هاي‌ مأمورين‌ اطلاعات‌ مي‌باشد. نيروهاي‌ انتظامي‌ گروه‌ خاصي‌ دارند براي‌ كنترل‌مأموران‌ انتظامي‌ و جلوگيري‌ از بي‌نظمي‌ و خيانت‌ آنها و قوه‌ مقننه‌ (مجلس‌) نيز احتياج‌ به‌مؤسسه‌ و سازماني‌ دارد كه‌ مراقب‌ قوانين‌ و قانون‌گذاران‌ باشد كه‌ در كار خود خيانت‌ ومسامحه‌اي‌ نكنند كه‌ آن‌ را شوراي‌ نگهبان‌ مي‌نامند.

اصولاً هر فرد يا جماعت‌ يا دولت‌ يا مؤسسه‌اي‌كه‌ معصوم‌ نباشد از وجود يك‌نيروي‌ مراقبت‌ كننده‌ بي‌ نياز نيست‌، بلكه‌ احياناً اين‌ دور به‌ تسلسل‌ منجر مي‌شود، يعني‌آن‌ دوّمي‌ هم‌ زير سؤال‌ رفته‌ و محتاج‌ كنترل‌ از ناحيه‌ نيروي‌ سوم‌ و چهارم‌ و... مي‌باشد.ولي‌ چون‌ خارج‌ از غرض‌ ما است‌ فعلاً ما در مقام‌ بيان‌ آن‌ نيستيم‌.

معاصي‌ دوري‌


شيخ‌ انصاري‌ (ره‌) در بحث‌ غيبت‌ در ضمن‌ اقسام‌ افعالي‌ كه‌ گفتن‌ آنها نقص‌ باشدبراي‌ مؤمن‌ و براي‌ گوينده‌ غيبت‌ حساب‌ شود، فرموده‌ «... و يا در كارهاي‌ مربوط‌ به‌ دين‌ اورا غيبت‌ كند - مثل‌ اين‌ كه‌ بگويد او دزد و دروغ‌گو است‌ - او از غيبت‌ باكي‌ ندارد و به‌ آبروي‌مردم‌ صدمه‌ مي‌زند...»، يعني‌ غيبت‌ كردنش‌ اين‌ باشد كه‌ به‌ مؤمني‌ غيبت‌ كردن‌ رانسبت‌ دهد.

هم‌ چنين‌ گاهي‌ مؤمن‌ را به‌ «تهمت‌ زدن‌» متهم‌ مي‌كند، يعني‌ مؤمني‌ كه‌ اصلاً به‌كسي‌ تهمت‌ نمي‌زند بگويد «او اهل‌ تهمت‌ است‌» يا مؤمني‌ را سب‌ّ كند به‌ عنوان‌ «اي‌فحاش‌، اي‌ وقيح‌، اي‌ بي‌ آبرو».

به‌ هر حال‌ اگر برنامه‌ امر به‌ معروف‌ ونهي‌ از منكر تبديل‌ به‌ يك‌ تشكيلات‌ واداره‌اي‌ بشود حتماً محتاج‌ يك‌ اداره‌ كنترل‌ كننده‌ خواهد بود كه‌ نگهبان‌ استمرار فعاليت‌اين‌ اداره‌ باشد كه‌ به‌ تدريج‌ مسئولين‌ اصلي‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر در اثر تنبلي‌،كسالت‌، راحت‌طلبي‌ و ترس‌ از ضرر غير عقلاني‌ يا فوت‌ منافع‌، آن‌ را به‌ كلي‌ ترك‌ يا ازكميت‌ و كيفيت‌ آن‌ نكاهند و در نتيجه‌ آن‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكري‌ كه‌ خدا و پيغمبرو ائمه‌ معصومين‌ : دستور داده‌اند محقق‌ نمي‌شود. شايد اين‌ بيان‌ يكي‌ از جواب‌هاي‌شبهه‌اي‌ باشد كه‌ در باب‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر گفته‌ شده‌ است‌.

شبهه‌ تعارض‌ بين‌ آيات‌ قرآن‌


قرآن‌ در بعضي‌ آيات‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر را وظيفة‌ همة‌ امت‌ اسلامي‌قرارداده‌ و مي‌فرمايد: (كنتم‌ خيرَ امّة‌ٍ اُخرجت‌ للنّاس‌ تأمرون‌ بالمعروف‌ و تنهون‌ عن‌المنكر...)؛

.........

ما بقی در ادامه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 11:25  توسط قیومی  | 

امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن

سوره اعراف، آیه 165

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
«فلما نسوا ما ذكّروا به انجینا الذین ینهون عن السوء و أخذنا الذین ظلموا بعذاب بئیس بما كانوا یفسقون»
امّا هنگامی كه تذكراتی را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسید و) نهی كنندگان از بدی را رهایی بخشیدیم، و كسانی را كه ستم كردند، به خاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدی گرفتار ساختیم.
1- ناظر به یكی از شرائط وجوب امر به معروف و نهی از منكر می‌باشد. (احتمال تأثیر) (مجمع البیان)
2- ناظر به نهی ا زمنكر زبانی است. (مجمع البیان)
3- معذور بودن در پیشگاه خداوند را از جمله تأثیرات امر و نهی به حساب آورده‌اند.
4- بعضی مواقع امر به معروف و نهی از منكر واجب می‌شود در صورتی كه حكمی از احكام خداوند به دست فراموشی سپرده شود اگر چه تأثیرات دیگری نداشته باشد. (جامع البیان)
5- نجات از عذاب پروردگار پاداش آمرین به معروف و ناهین از منكر می‌باشد. (تفسیر اختصاصی عیاشی)

اعراف198

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
«و إن تدعوهم إلی الهدی لا یسمعوا و توئهم ینظرون إلیك و هم لا یبصرون»
و اگر آنها را به هدایت فرا خوانید، سخنانتان را نمی‌شنوند؛ و آنها را می‌بینی به تو نگاه می‌كنند، امّا در حقیقت نمی‌بینند.

اعراف199

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
«خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجهلین»
(به هر حال) با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذیر، و به نیكیها دعوت نما، و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیز مكن)
1- اشاره به یكی از مراتب امر به معروف و نهی از منكر دارد (روی برگرداندن از مراتب قلبی ) (مجمع البیان)
2- احتمال تأثیر، شرط وجوب امر به معروف و نهی از منكر می‌باشد. (مجمع البیان)
3- در امر و نهی نباید مفسده و ضرری برای آمر و ناهی وجود داشته باشد. (مجمع البیان)
4- آمر به معروف باید خود عامل به آن چیزی كه دیگران را به آن امر و نهی می‌كند باشد. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)
5- امر باید به صورت سنتی و عرفی و سیره‌های جاری در جامعه باشد كه عقلای جامعه آنرا می‌شناسند؛ به خلاف آن اعمال نادر و غیر مرسوم كه عقل اجتماعی آنرا انكار می‌كند. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)
6- آمر به معروف باید به تمام معروفها و نیكیها امر كند. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)
7- امر كردن باید به نحو معروف باشد نه به نحو و روش ناپسند. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)
8- در این آیه به سه تا از وظایف پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) تصریح می‌كند كه گویای وظایف آمران و ناهیان هم می‌باشد. چون پیامبر (صلی الله علیه وآله) خود آمر و ناهی بود. (جامع البیان)
9- «خذ العفو» را باید بهترین طریقه برای به نتیجه رساندن امر به معروف و نهی از منكر برگزیده تا مثمر ثمر باشد. (جامع البیان)
10- «و امر بالعرف»، تنها با شناخت معروفها و منكرها می‌توان مردم را به معروف و منكر امر كرد. (جامع البیان)
11- «و اعرض عن الجاهلین» این قسمت از آیه هم به سختیها و مشكلات در راه امر به معروف و نهی از منكر اشاره دارد و هم به مرتبه‌ای از مراتب امر به معروف و نهی از منكر (رتبه قلبی)
12- احتمال ضرر بر آمر وناهی در انجام امر به معروف و نهی از منكر مانع از انجام این فریضه نمی‌شود.(جامع البیان)
1- همواره باید راه میانه و اعتدال را در پیش گرفت.
2- تكلیف باید به اندازه طاقت افراد باشد نه بیشتر از آن (در صورتی كه عفو را به معنای حدّ وسط بگیریم)
3- خوب بودن تنها كفایت نمی‌كند، بلكه باید امر به خوبی نیز (در جامعه) نمود
4- تنها منكرات را انجام ندادن پذیرفته نیست بلكه باید نهی از منکر نیز نمود.
5- مخاطب آیه تنها پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیست بلكه تمام مسلمانان و مصلحان جامعه مورد خطاب آیه می‌باشد.
6- هم باید امر به معروف كرد و هم شیوه‌ی امر به معروف باید پسندیده معروف و نیكو باشد.
7- واژه «جاهل» در برابر «عاقل» است و جاهل در فرهنگ قرآنی یعنی نابخردان نه بی‌سوادان...
8- در شیوه‌ی عفو و اعراض و گذشت (در باب امر به معروف و نهی از منكر) باید محكم و استوار بود.
9- امر به معروف در جامعه نباید متروك شود و معروف، عرف و عارفه هر سه به معنای هر صفت نیكوئی است كه عقل انسان آنرا در می‌یابد.
الکشف والبیان فی تفسیر القرآن ثعلبی

بقیه سوره ها در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 11:24  توسط قیومی  | 

امر به معروف و نهي از منكر، مراتب و شيوه هاي آن

 

 

با توجه به فلسفه خلقت انسان كه طبق بيان قرآن كريم عبوديت و بندگي است و از طرفي وجه تمايز انسان با ساير موجودات به ناطق و عاقل بودن انسان و حركت او به سوي كمال مي باشد، اهميت و جايگاه اين دو فريضه الهي، يعني امر به معروف و نهي از منكر بيشتر تبيين و روشن مي گردد. از آنجايي‌كه انسان غافل است و به دليل عارض شدن نسيان بسياري از مواردي كه مفيد براي اوست فراموش مي‌كند بنابراين امر به معروف و نهي از منكر جزء ضرورياتي است كه در جهت نيل به كمال براي هر انساني ضرورت پيدا مي كند. به اين جهت است كه حضرت امام محمد باقر(ع) مي فرمايد: «ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فريضه عظيم بها تقام الفرائض ...» ‌(1) يعني امر به معروف و نهي از منكر واجب عظيم و بزرگي است كه پابرجايي ساير واجبات به آن بستگي دارد. از تعبير "بها تقام الفرائض" چنين استفاده مي شود كه امر به معروف و نهي از منكر از لوازم حكومت اسلامي به شمار مي رود.

الف- امر به معروف و نهي از منكر در قرآن كريم

به طور كلي مي توان گفت كه ريشه و كليات احكام شرعي را بايد در قرآن كريم و شرح و تفصيل و شاخه هاي آن را در سنت جست. قرآن كريم در آيه هاي فراواني به فريضه امر به معروف و نهي از منكر اشاره كرده است كه در اين جا به برخي از اين آيات مي پردازيم:

1.  "يؤمنون بالله و اليوم الآخر و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يسارعون في الخيرات و اولئك من الصالحين"‌(2)

به خدا و روز واپسين ايمان مي آورند؛ امر به معروف و نهي از منكر مي كنند؛ و در انجام كارهاي نيك، پيشي مي گيرند؛ و آنها از صالحانند. ‌(3)

2.     "ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون"‌(4)

بايد از ميان شما، جمعي دعوت به نيكي، و امر به معروف و نهي از منكر كنند. و آنها همان رستگارانند.‌(5)

3.     "كنتم خير امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالله".‌(6)

شما بهترين امتي بوديد كه به سود انسان‌ها آفريده شده اند،؛ چه اينكه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنيد و به خدا ايمان داريد. ‌(7)

4.     "ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي و ينهي عن الفحشاء و المنكر..." ‌(8)

خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مي دهد؛ و از فحشا و منكر و ستم، نهي مي‌كند..‌(9)

از مجموع آيات فوق چنين بر مي آيد كه امر به معروف و نهي از منكر داراي اهميت بسيار زيادي از منظر قرآن كريم مي باشد و همه آحاد جامعه اعم از دولتمردان و عموم مردم را شامل مي شود و به طور كلي از آيات فوق نكات زير را مي توان استنتاج نمود:

1-    وجوب امر به معروف و نهي از منكر از بديهيات است و كسي از مسلمانان در آن شك نكرده است.

2-    وجوب اين دو فريضه در همه اديان الهي بوده و امت‌هاي گذشته نيز بدان مكلف بوده اند.

3-    امر به معروف و نهي از منكر از شئون پيامبري است.

4-    ترك امر به معروف و نهي از منكر علت نابودي جوامع گذشته بوده است.

5-    امر به معروف و نهي از منكر از حقوق متقابل مسلمانان است و افراد جامعه اسلامي در برابر آن مسئولند.

6-    زنان نيز مكلف به امر به معروف و نهي از منكر هستند.

7-    امر به معروف و نهي از منكر نيازمند كسب قدرت است.

ب- سير امر به معروف و نهي از منكر از منظر قرآن

به طور كلي اگر آيات قرآن را در مورد امر به معروف و نهي از منكر بررسي كنيم، مي بينيم كه از ذات پاك خداوند صادر شده و پيامبران، حاكمان صالح، مجموعه امت و فرد فرد جامعه موظف به اجراي آن هستند. براي شناخت اين مراتب، رتبه بندي زير قابل توجه است:

1-  ذات پاك خداوند متعال: "ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ينهي عن الفحشاء و المنكر و البغي ...." ‌(10) در اينجا به خاطر اهميت اين دو فريضه ذات خداوند متعال به عنوان آمر به معروف و ناهي از منكر مي باشد.

2-  پيامبر اكرم(ص) " ... يامرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر.... "‌(11) در اين مرتبه خاتم پيامبران حضرت محمد(ص) به اين عنوان انتصاب داده شده است.

3-  حاكمان صالح(امامان): "الذين ان مكناهم في الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزكوه و امروا بالمعروف و ينهوا عن المنكر ..." ‌(12) در مرتبه سوم كساني كه قدرت و مكنت در روي زمين به آنان داده شده است موظف به برپاداشتن نماز، پرداختن زكات و امر به معروف و نهي از منكر شده اند.

4-  هيئت هاي امر به معروف و نهي از منكر: "و لتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر ..." ‌(13) در مرتبه چهارم گروههايي از مردم كه اين شايستگي را پيدا مي كنند كه ديگران را دعوت به خير و صلاح مي كنند و امر به معروف و نهي از منكر مي كنند.

5-  مجموعه امت: "كنتم خير امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالله ..." ‌(14) در مرتبه پنجم نيز همه مردم موظف به انجام اين فريضه الهي شده اند، براين اساس تمام آحاد افراد مؤمن و متدين مأمور به انجام اين دو فريضه الهي هستند.

ج- امر به معروف و نهي از منكر از نگاه معصومين(ع)

اگر بررسي عميق در مضامين آيات و روايات اسلامي و معارف ديني داشته باشيم كاملاً مبرهن است كه بيانات معصومين(ع) ترجمان قرآن كريم و تفسير آن است و هر دو از يك منبع سيراب مي‌شوند. در اين زمينه اين دو فريضه‌ الهي را از منظر روايات معصومين(ع) مورد بررسي قرار داده و به بعضي از آنها اشاره مي‌كنيم:

1-  قال رسول الله(ص): "... اذا لم يامروا بالمعروف و لم ينهوا عن المنكر ... سلط الله عليهم شرارهم فيدعوا عند ذلك خيارهم فلايستجاب لهم"‌(15)

پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: ... زماني كه امر به معروف و نهي از منكر نكردند... خداوند متعال، بدترين و شرورترين آنها را بر آنان مسلط مي كند، پس در اين هنگام دعا مي كنند ولي دعاي آنان مستجاب نمي شود.

2-  قال رسول الله(ص): "الا اخبركم عن اقوام ليسوا بانبياء و لا شهداء يغبطهم الناس يوم القيامه بمنازلهم من الله عز و جل، علي منابرهم من نور.   قيل: من هم يا رسول الله؟  قال: هم الذين يحببون عبادالله الي الله و يحببون الله الي عباده.  قيل: هذا حببوا الله الي عباده فكيف يحببون عبادالله الي الله؟   قال: يامرونهم بما يحب الله و ينهونهم عما يكره الله فاذا اطاعوهم احبهم الله".‌(16)

پيامبر اكرم(ص) در رابطه با اهميت امر به معروف و نهي از منكر فرمودند: آيا شما را از كساني خبر دهم كه نه انبيا و نه شهدا هستند ولي مردم(انبيا و شهدا) به مقام و مرتبت و جايگاه آنان در پيش خدا كه بر منبرهايي از نور هستند غبطه مي خورند؟  سؤال شد: اي رسول خدا(ص) آنان چه كساني هستنند؟  پيامبر(ص) فرمود: آنان كساني هستند كه بندگان خدا را محبوب خدا و خدا را محبوب بندگانش مي گردانند.  سؤال شد: معناي محبوب گردانيدن خدا در پيش بندگانش معلوم است اما چگونه بندگان خدا را محبوب خدا مي گردانند؟  پيامبر(ص) در جواب فرمود: به چيزي كه خداوند متعال دوست دارد دعوت مي كنند و از چيزي كه خداوند متعال بدش مي آيد نهي مي كنند، پس هنگامي كه بندگان خدا، او را اطاعت مي كنند محبوب خدا مي گردند و خداوند متعال آنان را دوست مي دارد.

3-  قال رسول الله(ص): "من امر بالمعروف و نهي عن المنكر فهو خليفه الله في ارضه و خليفه رسول الله و خليفه كتابه"‌(17)

رسول خدا(ص) فرمودند: كسي كه امر به معروف و نهي از منكر كند، جانشين خدا، پيامبر خدا(ص) و كتاب خدا در روي زمين است.

4-    قال امير المؤمنين علي(ع): "لاتتركوا الامر باالمعروف و النهي عن المنكر فيول عليكم شراركم".‌(18)

اميرالمؤمنين حضرت علي(ع) فرمودند: امر به معروف و نهي از منكر را رها نكنيد در غير اين صورت بدترين شما بر شما حاكم مي شوند.

5-    قال الحسين(ع): "... انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي، اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر...". ‌(19)

امام حسين عليه السلام در نامه معروفش به برادرش محمد حنفيه در باره فلسفه قيامش در فرازي مي فرمايد: من براي اصلاح امت جدم رسول خدا(ص) قيام كردم، مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر نمايم...

البته در اين باره روايات متعددي وجود دارد كه در اين مجال نمي گنجد.

د- شيوه هاي عملي امر به معروف و نهي از منكر

هدف عمده و اساسي در امر به معروف و نهي از منكر محقق شدن معروف و زدوده شدن منكر است. براي نيل به اين هدف به نظر مي رسد كه بايد به دنبال بهترين و مؤثرترين راهكارها و شيوه هاي عملي بوده باشيم كه در اين راستا موارد زير پيشنهاد مي گردد:

1-  شيوه عملي: اولين و مؤثرترين شيوه در امر به معروف و نهي از منكر تبليغ عملي است. يكي از مهمترين عوامل موفقيت پيامبر اكرم(ص) و ائمه(ع) در ترويج و گسترش مكتب، توجه به اين شيوه بوده است. پيامبر اكرم(ص) در اغلب كارها از قبيل كندن خندق، ساختن مسجد و برنامه هاي فرهنگي و اجتماعي و .... قبل از اينكه ديگران را تشويق به اين كار كند خود پيشقدم مي شد، همچنانكه امامان معصوم(ع) به اين طريق عمل مي كردند.

2-  احترام به شخصيت افراد: دومين اصلي كه در تأثير امر به معروف و نهي از منكر در خور توجه است، احترام به شخصيت افراد مي باشد. مرتكبان منكر تا وقتي كه متجاهر به گناه نشده اند، و به طور آشكار خود را نيالوده اند محترمند و نبايد به هتك حرمت آنها پرداخت.

3-  ارشاد تدريجي: معمولا ما انتظار داريم كساني كه در گرداب منكرات غوطه ور شده اند يك دفعه آنها را از گرداب در آوريم و يك مسلمان ايده آل بسازيم؛ در حالي‌كه تربيت امري تدريجي است و فضايل و رذايل هيچ‌كدام يك مرتبه در جان انسان‌ها به وجود نمي آيند. در حقيقت مي توان گفت كه از علل نزول تدريجي قرآن توجه به اين نكته مهم است، چرا كه قرآن كتاب تربيتي است و براي هدايت انسان‌ها به سوي كمال مطلوب نازل شده است.

4-  نرمخويي و محبت: از شيوه هاي مهم و مؤثر در امر به معروف و نهي از منكر، نرمخويي و محبت است؛ خصلتي كه موفقيت پيامبر(ص) بنا به تصريح قرآن كريم مرهون آن بوده است.

5-  تشويق به ارزش‌ها:  يكي از امتيازات مكاتب الهي تشويق به خوبي‌ها و ارزش‌هاست. پيامبر مكرم اسلام(ص) از عامل تشويق در جهت پيشبرد اهداف استفاده‌هاي زيادي مي‌كرد. براي كساني كه دو ركعت نماز براي خدا مي‌خواندند جايزه تعيين مي كرد.‌(20)  پست‌هاي حساس سياسي، فرهنگي و نظامي را به افراد لايقي مي سپرد و به اين ترتيب، امت را به نيكي و پاكي دعوت مي فرمود. براي نمونه اسامه بن زيد هجده ساله را به عنوان فرمانده لشكر منصوب فرمود و....

6-  ايجاد فضاي امر و نهي: شكي در اين مسئله نيست كه محيط هر چند نقش زيربنايي ندارد ولي در پرورش فضايل و رذايل نقش اساسي دارد. رسالت انبيا نيز مبتني بر اين اصل بود كه محيط را به گونه‌اي آماده سازند تا خود مردم عدالت را بر پادارند:"ليقوم الناس بالقسط".‌(21) بنابراين پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: "كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته".

7-  برخورد عملي با مرتكبان منكر: به طور كلي اگر در كنار شيوه هاي گذشته اين شيوه را مد نظر نداشته باشيم بدون شك امر به معروف و نهي از منكر بي نتيجه خواهد ماند.

ه- مراتب امر به معروف و نهي از منكر

1-  مرحله انزجار قلبي: علماي اسلام براي امر به معروف و نهي از منكر مراتب و درجات و همچنين اقسامي قائل شده‌اند. اولين درجه و مرتبه نهي از منكر، هجر و اعراض يا انكار قلبي است و اين در مواردي است كه ما با شخصي كه با او صميميت داريم قطع رابطه كنيم و نسبت به او سردي نشان دهيم و اين برخورد، براي او تنبه تلقي شود، يعني تحت يك زجر و شكنجه روحي قرار گيرد و اين عمل ما در جلوگيري از كار بد او تأثير داشته باشد؛ در غير اين صورت چه بسا فردي كه از قطع رابطه ما استقبال كرده و او هم قطع رابطه كند و آزادتر دنبال منكرات و كارهاي زشت برود در چنين مواردي اين كار درست نيست.

2-  مرحله زباني: درجه دومي كه علما و دانشمندان براي نهي از منكر ذكر كرده اند، مرحلة زبان است. چه بسا آن بيماري كه دچار منكري است، به دليل جهالت و ناداني و تحت تأثير يك سلسله تبليغات قرار گرفته است، احتياج به مربي، هادي، راهنما و معلم دارد تا با او تماس بگيرد و با كمال مهرباني با او صحبت كند، موضوع را با او در ميان بگذارد تا معايب و مفاسد را برايش تشريح كند تا آگاه شود و بازگردد.

3-  مرحله عمل: مرحله سوم عمل است. گاهي طرف در درجه و حالي است كه نه اعراض و هجران و نه زبان و بيان بر او تأثير نمي‌گذارد. در اينجا بايد از راه عمل وارد شد. وارد عمل شدن نه تنها به زور گفتن نيست، كتك زدن و مجروح كردن نيست، البته مواردي هم هست كه جاي تنبيه عملي است كه آن هم از شئون حكومت اسلامي است و شهروندان جامعه اسلامي از پيش خود حق اعمال اين تنبيهات را ندارند. امر به معروف عملي اين است كه نبايد تنها به گفتن قناعت كند و فكر كنيم همه چيز را گفتن درست مي شود. گفتن، شرط لازم است ولي كافي نيست. بايد عمل كرد و آنچه مربوط به شهروندان است برخورد عملي غيرمستقيم است. ‌(22)

 

پي نوشت:

‌1 - وسائل الشيعه، ج11، ص395.

‌2 - آل عمران- 114.

‌3 - قرآن كريم، ترجمه ناصر مكارم شيرازي، قم: انتشارات اميرالمؤمنين(ع)، 1378شمسي، ص64

4 - آل عمران- 104.

‌5 - قرآن كريم، ترجمه ناصر مكارم شيرازي، قم: انتشارات اميرالمؤمنين(ع)، 1378شمسي، ص63

6 - آل عمران- 110.

‌7 - قرآن كريم، ترجمه ناصر مكارم شيرازي، قم: انتشارات اميرالمؤمنين(ع)، 1378شمسي، ص64

‌8 - نحل- 90.

9 - قرآن كريم، ترجمه ناصر مكارم شيرازي، قم: انتشارات اميرالمؤمنين(ع)، 1378شمسي، ص277.

 10 -نحل- 90.

11 - اعراف- 157.

 ‌12 -  حج- 41.

 ‌13 - آل عمران- 114.

 ‌14 - آل عمران- 110.

 ‌15 - تحف العقول، ص51.

 ‌16 - مستدرك الوسائل، ج2، ص182.

 17 - مجمع البيان، ج2، ص486.

‌18 - نهج البلاغه، نامه 47.

‌19 - ره توشه راهيان نور ويژه محرم الحرام، قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 1376شمسي، ص185.

20 - ره توشه راهيان نور ويژه محرم الحرام، قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 1376شمسي، ص186.

‌21 - حديد-25.

‌22 - تلخيصي از جلد دوم حماسه حسيني، مرتضي مطهري، ص193-197.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 10:18  توسط قیومی  | 

و دیگر....

در گفت و گوی با کارشناسان حوزوی؛
برخی ابعاد امر به معروف و نهی از منکر تبیین شد

خبرگزاری  ـ کارشناسان حوزوی در گفت و گو با خبرگزاری رسا، برخی ابعاد امر به معروف و نهی از منکر را تبیین کرده و تعدادی از شبهات و سوالاتی را که در این زمینه مطرح است پاسخ دادند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، فریضه امر به معروف و نهی از منکر یکی از با اهمیت ترین واجبات دینی ما است و طبق روایات اهل بیت قوام دیگر واجبات بر عمل به این فرضیه متوقف است.

واقعیت این است که امروزه این فریضه در جامعه ما چندان جدی گرفته نمی شود و اگر با یک نگاه آسیب شناسانه به دلایل کمرنگی آن در جامعه بپردازیم، عدم آگاهی کافی از اهمیت این فریضه و حدود و شرایط آن را می توان به عنوان یکی از عوامل مطرح کرد. در راستای پاسخ گویی به برخی از ابهامات و سوالاتی که در این رابطه مطرح است به سراغ حجت الاسلام حسین دیلمی، نویسنده و پژوهشگر معارف دینی و حجت الاسلام علی سلیم زاده، دبیر ستاد احیای امربه معروف و نهی از منکر استان قم رفتیم و سوالات خود را در زمینه امر به معروف و نهی از منکر مطرح کردیم.

در ادامه این گفت و گو را می خوانید:

 به صورت مختصر امر به معروف و نهی از منکر را تببین بفرمایید؟

سلیم زاده
ـ برخی از اختلافات از تعاریف گوناگون این فریضه نشات می گیرد و در مواردی تعریفی زیبا از امر به معروف و نهی از منکر ارایه داده اند که متاسفانه این تعریف اشتباه عده ای را به انحراف می کشاند.

به گمان این عده امر به چیزی باید صورت بگیرد که در جامعه معروف شده باشد و باید قبل از امر به معروف کار فرهنگی انجام گیرد و در مرحله بعد به این فریضه باید بپردازید که در حقیقت این عده با این طرز تفکر قصد دارند امر به معروف و نهی از منکر را به حاشیه ببرند و این اصل مهم اسلامی را تخریب کنند.

آنچه که در اسلام و مکتب به عنوان معروف و منهی عنه شناخته شده است تعریف صحیح این فریضه است و فضای جامعه نباید به این اصل خللی وارد کند.

برخی افراد که متأسفانه برخی متدینین هم در بین آنان یافت می شوند فکر می کنند فقط امر و نهی در واجبات و محرمات است در حالی که دین مبین اسلام امر به مستحبات و نهی از مکروهات و حتی امر به اموری که در جامعه زیباست و اسلام نیز در آن نهی ندارد، را دارای فضیلت و ارجحیت می داند.

دیلمی ـ خداوند به انسان ارزش خلافت الهی داده و چنین انسانی باید در راستای اهداف پروردگار حرکت کرده و دستورات الهی را در جامعه پیاده کند. همچنین این انسان با غیرت در برابر ظلم ایستادگی می کند و از مسولیت خود سربلند بیرون می آید.

معنای امر به معروف و نهی از منکر این است که انسان با حفظ شرایط دستور به انجام کار نیک داده و از فعل قبیح نهی کند. این فریضه حالت دستوری دارد و خواهش کردن در آن معنا ندارد.

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در سه سطح قلبی، زبانی و فعلی را بیان کنید؟

سلیم زاده ـ این فریضه در سه مرحله انزجار قلبی، تذکر لسانی و اعمال قدرت قابل اجرا است و حداقل آن این است که فرد مومن باید نسبت به منکر از درون قلب ناراحت بوده و در باطن از این فعل دردمند شود.

از مرحله ناراحتی درونی تا قبل از اعمال قدرت اعم از محاکمه و دستگیری که وظیفه اختصاصی حکومت اسلامی است و مردم حق دخالت ندارند، امر به معروف و نهی از منکر بر همگان واجب است و با تذکر زبانی، پیامکی، اخم و نوشتاری باید این فریضه را انجام داد.

دیلمی ـ با نگاه دقیق به واجبات الهی متوجه خواهیم شد که فریضه امر به معروف و نهی از منکر پشتوانه همه واجبات الهی است و آنقدر اهمیت دارد که طبق روایت اگر فردی نسبت به این واجب کوتاهی کند باید منتظر عذاب الهی باشد.در روایت دیگری دوستی بندگان خوب خدا و تنفر از منکرات نشانه ایمان دانسته شده است.

در مرحله تذکر لسانی فرد باید با معرفی معروف و منکر و با لسان تشویق این فریضه را انجام دهد و در بین خانواده، همسایه، جامعه و حتی کل جهان معروف را منتشر کند.

امام حسین(ع) برای احیای واجبات فراموش شده و احیای حق و مبارزه با منکر اقدام به امر به معروف و نهی از منکر کردند و بدون ترس و واهمه این تکلیف را انجام دادند که با الگو پذیری از حضرت، مسلمانان باید در احیای واجبات تلاش کنند.

البته در مرحله برخورد عملی، افراد نباید خودسرانه وارد میدان شوند و این مرحله وظیفه حکومت اسلامی است اما دو مرحله قبل یک وظیفه همگانی است.

 با توجه به شرایط امروز دنیا و جامعه برای امر به معروف ونهی از منکر افراد چه مهارت هایی را باید کسب کنند؟

سلیم زاده ـ در هر کاری همچون امر به معروف و نهی از منکر کسب مهارت لازم است و در هر فضایی مانند اینترنت و مطبوعات، شیوه های خاصی را می طلبد ولی مردم نمی توانند به بهانه نبود آگاهی لازم از این شیوه ها، از فرضیه امر به معروف و نهی از منکر فرار کنند و بدانند که حصول مقدمات واجب نیز خود واجب است و مردم باید حداقل مرحله اول این فریضه را که ناراحتی درونی است داشته باشند.

متاسفانه در مجله ای اشاره شد بود که اگر فردی شرایط امر به معروف و نهی از منکر را ندارد وجوب از او ساقط است درحالی که در هر صورت این فریضه لازم است و مرتبه حداقلی آن که اکراه قلبی است باید صورت گیرد.

خیرخواهی، احترام به فهم دیگران، کسب شناخت و آگاهی لازم، پرهیز از کنجکاوی، صبر داشتن و ساده و هنرمندانه بودن از شیوه های اجرایی این فریضه است البته باید توجه داشت که در انجام این فریضه اصرار نداشته نکرد و در حد تذکر بسنده کرد که این عمل اثر خود را خواهد گذاشت.

دیلمی ـ امروز با توجه به شرایط جامعه و نفوذ ماهواره و اینترنت و برخی باور های اشتباه مانند محرم بودن پزشک و عدم شناخت کافی در مسائل شرعی مانند محرم و نا محرم، برخی منکرات از افراد سر می زند؛ در نتیجه شناختن و شناساندن معروف و منکر اولین وظیفه مسلمانان است.

صیهونیسم بین الملل در صدد ترویج فساد و منکر در کشورهای اسلامی است و برای از بین بردن عزت و غیرت اسلامی مسلمانان، مواد مخدر و شراب و بدحجابی را ترویج می دهند. در چنین شرایطی همکاری دسته جمعی برای مقابله با دشمنان لازم است که در این عرصه همه مسلمانان در حد توان وارد میدان شوند.

مطالعه برای شناخت معروف و منکر، ترویج معروف، فعالیت های دسته جمعی و گروهی، تشویق دیگران به خوبی و کشف راه کارهای اجرایی در تحقق امر به معروف و نهی از منکر در جامعه لازم است.

در مساله حجاب چگونه باید امر به معروف و نهی از منکر صورت بگیرد به عبارت بهتر برای انجام این وظیفه در قبال بانوان چه شرایطی لازم است؟

سلیم زاده ـ این فریضه در برابر منکر زنان بر همگان حتی مردان واجب است هرچند که انجام این واجب بر خانم ها سنگین تر است و آنان در تذکر دادن اولویت دارند اما آقایان نیز باید به یک شیوه ای این فریضه را انجام دهند که مورد اتهام قرار نگیرند.

باید توجه کرد که هدف هیچ گاه وسیله را توجیه نمی کند، در نتیجه نباید به بهانه انجام امر به معروف و نهی از منکر به زنان نا محرم نگاه و به راحتی در بین زنان رفت و آمد کرد.

دیلمی ـ بانوان متدین و مسلمان با حضور در مساجد و کلاس ها و با ارتباط با دیگر بانوان، آنان را نسبت به فواید و ثمرات مثبت حجاب و آسیب های بدحجابی آگاهی دهند و اگر بانوان بدانند که با بد حجابی مورد طعمه هوس بازان قرار می گیرند حتما به ایمان و عزت و شرف زنانگی خود باز خواهند گشت.
معرفی شخصیت حقیقی حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) موجب تنبه بانوان خواهد شد.

صدا و سیما به عنوان رسانه ای ملی و پر بیننده چه نقش و وظیفه ای در قبال فرضیه امر به معروف و نهی از منکر دارد؟

سلیم زاده ـ طبق آیه قرآن هر کس به اندازه توانایی خود مکلف است، رسانه ملی نیز با توجه به مخاطبان و امکانات و ظرفیت های بالا که امام راحل این مجموعه را یک دانشگاه معرفی کرده اند وظیفه ای سنگین را برعهده دارد.

رسانه ملی نه تنها باید مانع فرهنگ غرب به کشور باشد بلکه باید خود فرهنگ ساز باشد و به قدر توان منکر را قبیح و معروف را معروف جلوه دهد.

طبق سخنان رهبر معظم انقلاب در فیلم های غربی به هر بهانه ای صدای قاموس کلیسا را پخش می کنند در حالی که متاسفانه در فیلم های ایرانی کمتر به موضوع نماز و اذان که شعار دینی ما است توجه می شود و فیلم سازان ما از این فضاها خارج هستند و حتی در فیلم های تاریخی و مذهبی نیز از این موضوع غفلت می شود در حالی که باید نمادهای دینی در فیلم های ما جلوه گر و محسوس باشد.

دیلمی ـ صدا و سیما در برابر تهاجم فرهنگی و بمب باران دشمنان بیش از همگان مسئولیت دارد و نقش آنان با توجه به مخاطبان فراوان از منبر هم بیشتر است. این رسانه ملی سرمایه مهمی است که می تواند پیام شیعه و اسلام حقیقی را به سراسر جهان برساند.

در شبکه های صدا و سیما مانند شبکه قرآن، برنامه ویژه امر به معروف و نهی از منکر در هر روز برگزار شود تا معروف و منکر به خوبی به مردم معرفی شود.

امر به معروف و نهی از منکر در برابر اشتباهات مسئول بالاتر چگونه باید باشد و فرد با چه شرایطی به سراغ انجام این تکلیف برود و فردی را که از او دارای سمت بالاتری است امر به معروف و نهی از منکر کند؟

سلیم زاده ـ در صورتی که هیچ ضرری را به فرد نمی رساند مستقیم وارد شود و با تذکر لسانی او را نسبت به اشتباه خود آگاه سازد و در غیر اینصورت از طریق پیامک یا نامه او را نسبت به اشتباهش آگاه سازد.

جا دارد در ادارات به جای صندوق پیشنهادات و انتقادات که هیچ لزومی را با خود به همراه ندارد از صندوق امر به معروف یا نهی از منکر استفاده شود.

دیلمی ـ با توجه به این که طبق روایت، انحراف و فساد پادشاهان و حاکمان جامعه را نیز به این سمت می کشاند و منکر همگانی می شود، انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر نسبت به مسئولان نظام دارای اهمیت بیشتری است که با شیوه مناسب باید این تکلیف الهی را انجام داد.

آیا با وجود سازمان های دولتی و خصوصی امر به معروف و نهی از منکر، این تکلیف الهی از دوش عامه مردم ساقط می گردد؟

سلیم زاده ـ آیا وجود ستاد اقامه نماز، این وجوب را از دیگران ساقط کرده است؟ بلکه در واقع اینگونه ستادها احیا کننده این فریضه مهم الهی هستند و وظیفه دارند که فرهنگ انجام این فریضه را در بین مردم گسترش دهند.

در همین راستا ستاد امر به معروف و نهی از منکر در سال 73که رهبر معظم انقلاب نسبت به تهاجم فرهنگی هشدار داده بودند به ریاست آیت الله جنتی تأسیس شد و نمایندگان ولی فقیه یا امام جمعه هر شهرستان، ریاست این ستاد را در شهرستان خود بر عهده دارند که وظیفه پشتیبانی از آمران به معروف و ناهین از منکر را بر عهده دارند.

دیلمی ـ این فریضه مهم الهی مانند نماز بر همگان واجب است و حتی اگر روزی وزارتخانه امر به معروف و نهی از منکر را تاسیس کردیم باز این تکلیف از دوش هر بالغی ساقط نخواهد شد.

مردم بدانند که سکوت و بی توجهی و زیر پا گذاشتن امر به معروف و نهی از منکر موجب عذاب و بلا خواهد شد و بر ماست که با امر به معروف و نهی از منکر در جامعه امنیت و عزت این نظام را حفظ کنیم.

حوزه علمیه به عنوان یک نهادی کلیدی و اثرگذار در تقویت این فریضه و کاربردی ساختن آن در جامعه چه نقشی دارد؟

سلیم زاده ـ متاسفانه در حوزه نیز امر به معروف و نهی از منکر مظلوم واقع شده و اگر به درس های خارج علما و کتاب های موجود نگاه کنید، به مظلومیت این فریضه پی خواهید برد.

در زمینه استصحاب ده ها سال بحث و گفت و گو صورت می گیرد، اما هنوز مسائل امر به معروف و نهی از منکر به روز نشده است و جوابگوی نیازهای جامعه نیست. طبق احادیث انجام این عمل موجب گرفتاری های خاصی است که صبر می طلبد و برخی ها به خاطر همین مشکلات از انجام این فریضه غفلت می کنند.

عده ای از مسولان حوزه امر به معروف و نهی از منکر را به نیروی انتظامی و دیگر مراکز مرتبط می دادند در حالی که در مقام نظر و عمل و محدوده اجرا، سازمان ها و دستگاه های انتظامی و اجرایی به حوزه علمیه نیازمند هستند و حوزه باید پاسخ گو باشد.

دیلمی ـ خوشبختانه امروز طبه ها به عنوان پرچمدار و پشتکار امر به معروف و نهی از منکر به تبلیغ رفته و با منبر، مقاله و کتاب نویسی و برپایی جلسات به صورت جدی با منکرات مبارزه و در ترویج معروفات تلاش می کنند، البته این مقدار کافی نیست و یک بسیج عمومی لازم است.

نبود امکانات نباید بهانه ای برای حوزه و حوزویان بشود و همانند خیلی از علما که در نهایت کمبود امکانات به انجام این فریضه روی آوردند و از رسالت خود سربلند بیرون آمدند، طلاب نیز باید در هر فرصتی از جمله در ایام نوروز که به صله رحم و به دیدار خویشاوندان می روند معارف دینی را تبلیغ و نسبت به منکرات تذکر دهند.

همچنین روحانیان و طلاب باید پیش از آنکه دیگران را به رعایت حدود الهی دعوت کنند خود را به تقوا مجهز کنند و بدانند که امر به معروف و نهی از منکر عملی بسیار مهم و اثرگذار خواهد بود و می توان با رفتار صحیح، فریضه امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه کاربردی کرد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 17:7  توسط قیومی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 11:34  توسط قیومی  | 

درامربه معروف بايد با رفق عمل كرد. مقام معظم رهبري

در خصوص امربه‏ معروف و نهى‏ ازمنكر حديثى ديدم كه از جمله چيزهايى كه براى آمربه ‏معروف و ناهى ‏ازمنكر ذكر مى‏كند، «رفيق فيما يأمر و رفيق فيما ينهى‏» بود. آن جايى كه جاى رفق است - كه غالب جاها هم از اين قبيل است - انسان بايد با «رفق» عمل كند؛ براى اين كه بتواند با محبّت آن حقايق را در دلها و در ذهنها جا بدهد و جايگزين كند. تبليغ براى اين است؛ براى زنده كردن احكام الهى و اسلامى است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 11:42  توسط قیومی  | 

فواید امر به معروف و نهى از منكر

وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذّبُهُمْ عَذَاباً شَدِیداً قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى‏ رَبّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ‏ (اعراف، 164)

و (به یاد آور) زمانى كه گروهى از آنان (بنى‏اسرائیل، به گروه دیگر كه نهى از منكر مى‏كردند) گفتند: چرا شما قومى را موعظه مى‏كنید كه خدا هلاك كننده‏ى ایشان است، یا عذاب كننده‏ى آنان بر عذابى سخت است؟ گفتند: براى آنكه عذرى باشد نزد پروردگارتان و شاید آنها نیز تقوا پیشه كنند.

در كتاب امر به معروف و نهى از منكر، بیش از ده فایده براى امر و نهى، ر حتّى در صورتى كه اثر نكند، ذكر كرده‏ام كه خلاصه‏اش را در اینجا بیان مى‏كنم، «1» تا شاید سكوت و ترس و بى‏تفاوتى در مقابل ترك معروف و عمل به منكر از بین برود:

1. گاهى امر و نهى ما امرور اثر نمى‏كند، ولى در تاریخ، فطرت و قضاوت دیگران اثر دارد.

چنانكه امام حسین علیه السلام در راه امر به معروف و نهى از منكر شهید شد، تا وجدان مردم در طول تاریخ بیدار شود.

2. گاهى امر و نهى، فضا را براى دیگران حفظ مى‏كند. چنانكه فریاد اذان مستحبّ است، گرچه شنونده‏اى نباشد، ایستادن به هنگام قرمز شدن چراغ راهنمایى لازم است، گرچه‏ ماشینى نباشد. زیرا حفظ قانون و فضاى احترام به قانون، لازم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 10:53  توسط قیومی  | 

تهاجم فرهنگی، مرگ تدریجی یک ملت!

تهاجم فرهنگى این است که یک مجموعه – سیاسى یا اقتصادى – براى مقاصد سیاسى خود و براى اسیر کردن یک ملت، به بنیان‏‌هاى فرهنگى آن ملت هجوم مى‌برد.
شورای امربه معروف ونهی ازمنکر حوزه18شهیددستواره– آنچه ما آن را تهاجم فرهنگى دشمن مى‌نامیم و پیوسته مردم هوشیار خود و بیش از همه جوانان را به مجاهدت در برابر آن فرا می‏‌خوانیم، همانا کوشش همه جانبه‌ دشمنان ما با استفاده از همه‌ ابزارهاى تبلیغى و خبرى و سیاسى و امنیتى براى برانگیختن همین دشمن درونى است. (۱)

یکى از مسائلى که دشمن به‌طور جدى در کشور تبلیغ مى‌کند، مسئله اباحی‏‌گرى است. اباحی‏‌گرى اعتقادى و عملى، یعنى پایبندی‏‌ها و تقیدات و تکیه‌گاه‏‌هایى که یک انسان را در حرکت خود به سمت هدف مشخصى عازم و مصمم مى‌کند، از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ کردن؛ این را باید جدى بگیرید.

یکى از سیاست‏هاى دشمنان اسلام این است که ایمان مردم را بگیرند و اعتقاد آنها به انقلاب را سلب کنند. چند سالى است که این را در تبلیغاتشان شروع کرده‌اند.

بنده از همان اوایلى که این تبلیغات در رفتارهاى دشمنان کشور، اجرائى و عملیاتى شده بود – حدود ده، یازده سال پیش – متوجه‏ این نکته شدم و به همه، به‌خصوص به مسئولان فرهنگى هشدار دادم و گفتم این‏ها مى‌خواهند اصل اعتبار انقلاب را زیر سوال ببرند؛ انقلابى که یکى از افتخارات تاریخ بشرى در زمان ماست؛ انقلابى که یک ملت با دست خالى و به برکت ایمان، آن هم در مقابل یک دژ على‌الظاهر تسخیرناپذیر استکبار در این منطقه آن را بر پا کرد و موفق شد؛ انقلابى به نام خدا؛ انقلابى در راه ارزش‏‌هاى اسلامى؛ انقلابى که ملت‌‏هاى مسلمان را به اسلامشان امیدوار و به هویت اسلامیشان دلگرم کرد؛ انقلابى که در همه‌ نقاط جهان ملت‏‌ها را خودباورى بخشید و آن‏ها احساس کردند که یک ملت مى‌تواند بر بزرگ‏‌ترین موانع پیروز شود و فایق آید.

دشمنان مى‌خواستند پیام آزادى، معنویت، ارزش و فضیلت و کرامت انسانى‌اى را که در این انقلاب بود، ندیده بگیرند. این کارى بود که به صورت برنامه‌ریزى شده و با انواع و اقسام طرق تبلیغاتى، آن را دنبال کردند.

البته متأسفانه یک عده غافل، به صورت پادو در داخل هم همان‌ها را تبلیغ کردند و هنوز هم مى‌کنند. این براى آن است که پشتوانه‌ فکرى، که در واقع تکیه‌گاه اراده و عزم راسخ مردم است از آنها گرفته شود و مردم احساس کنند پشتشان خالى است. مگر بدون ایمان و اعتقاد و بدون باور به راهى که انسان در آن قدم گذاشته، مى‌شود آن راه را ادامه داد؟

همه باید مسائل فرهنگى را جدى بگیرند. مظهر این تهاجم، همان اباحی‌گرى است که از راه خدشه در اعتقادات، تشویق جریان‌هاى خلاف اخلاق در جامعه و تشویق و ترویج انواع و اقسام فسادها ایجاد مى‌شود. اینها چیزهایى است که همه‌ مسئولان کشور باید به آن بسیار توجه کنند و فقط مخصوص مسئولان فرهنگى نیست. (۲)

امروز ملت ایران به آن رتبه‌اى از اقتدار رسیده که خطرپذیرى دشمنان خود را بسیار بالا برده، جرأت نمی کنند به این ملت تهاجم نظامى کنند؛ می دانند سرکوب خواهند شد؛ می دانند که این ملت مقاوم است. بنابراین خطر تهاجم نظامى بسیار پایین است اما تهاجم فقط تهاجم نظامى نیست.

دشمن به آن نقاطى متوجه می‌شود که پشتوانه‌ استقامت ملى ماست. دشمن وحدت ملى و ایمان عمیق دینى را هدف قرار می‌دهد. دشمن روحیه‌ صبر و استقامت مردان و زنان ما را هدف قرار می‌دهد؛ این تهاجم از تهاجم نظامى خطرناکتر است.

در تهاجم نظامى شما طرفتان را می‌شناسید، دشمنتان را مى‌بینید اما در تهاجم معنوى، تهاجم فرهنگى، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمى‌بینید. هوشیارى لازم است.

نگذارید دشمن مثل موریانه‌اى به جان پایه‌هاى فکرى و اعتقادى و ایمانى مردم بیفتد و آنها را دچار رخنه کند، این مهم است. همه وظیفه داریم مرزهاى ایمانى و مرزهاى روحى خودمان را حفظ کنیم. (۳)

تهاجم فرهنگی بلند شدن موی پسران نیست، عدم خودباوری است
چرا ایران باید در ردیف کشورهاى به‌اصطلاح در حال توسعه – یعنى توسعه ‌نیافته – قرار بگیرد؟ "در حال توسعه" یک تعبیر تعارف‌آمیز است، یعنى عقب‌مانده و توسعه‌نیافته. مگر ذهن و استعداد و قدرت فکرى ما از کسانى که امروز دویست سال در دنیاى علم پیشتازند، کمتر است؟ مى‌بینید که کمتر نیست. آن‏ها به لحاظ علمى ۲۰۰ سال از ما جلوترند؛ این گناه پادشاهان است؛ گناه نظام دیکتاتورى است؛ گناه خاندان‌هاى پلیدى است که بر این کشور حکومت کردند؛ گناه خاندان پهلوى است.

همین احساسى که امروز من و شما داریم و باید در این کشور حاکم مى‌بود، یک روز آن را کوبیدند و خفه کردند. چرا خفه کردند؟ چون رؤساى این کشور، دست نشانده‌هاى همان قدرت‌‏هایى بودند که نمى‌خواستند این کشور این‌طور حرکت و رشد کند؛ نمى‌خواستند این منبع ثروت مفت و مجانى را از دست بدهند.

اگر صاحب خانه بیدار باشد، دزد نمى‌تواند وسایل خانه را جلوى چشم او جمع کند و ببرد. یا باید صاحب‌خانه را خواب کنند، یا باید دست و پایش را ببندند و الا اگر بیدار باشد، دست و پایش باز باشد و قدرت هم داشته باشد، مگر به دزد اجازه مى‌دهد؟ کسانى که مى‌خواستند ایرانى خواب باشد، دست و پایش بسته باشد و حرکتى در راه مالک شدن موجودى و ثروت طبیعى خود نکند، آمدند کسانى را در رأس این مملکت گذاشتند.

نه فقط از لحاظ سیاسى و امنیتى، بلکه از لحاظ فرهنگى نیز ما را عقب نگه داشتند.

من که مى‌گویم تهاجم فرهنگى، عده‌اى خیال مى‌کنند مراد من این است که مثلا پسرى موهایش را تا اینجا بلند کند. خیال مى‌کنند بنده با موى بلند تا اینجا مخالفم. مسئله‌ تهاجم فرهنگى این نیست. البته بى‌بند و بارى و فساد هم یکى از شاخه‌هاى تهاجم فرهنگى است اما تهاجم فرهنگى بزرگ‌تر این است که این‏ها در طول سال‏‌هاى متمادى به مغز ایرانى و باور ایرانى تزریق کردند که تو نمى‌توانى؛ باید دنباله‌رو غرب و اروپا باشى. نمى‌گذارند خودمان را باور کنیم.

الان شما اگر در علوم انسانى، در علوم طبیعى، در فیزیک و در ریاضى و غیره یک نظریه‌ علمى داشته باشید، چنانچه برخلاف نظریات رایج و نوشته شده‌ دنیا باشد، عده‌اى مى‌ایستند و مى‌گویند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظریه‌ فلانى است؛ حرف شما در روان‌شناسى، مخالف با نظریه‌ فلانى است. یعنى آن‌ طورى که مؤمنین نسبت به قرآن و کلام خدا و وحى الهى اعتقاد دارند، این‏ها به نظرات فلان دانشمند اروپایى همان اندازه یا بیشتر اعتقاد دارند!

جالب اینجاست که آن نظریات کهنه و منسوخ مى‌شود و جایش نظریات جدیدى مى‌آید اما این‏ها همان نظریات ۵۰ سال پیش را به عنوان یک متن مقدس و یک دین در دست مى‌گیرند! ده‌‏ها سال است که نظریات "پوپر" در زمینه‌هاى سیاسى و اجتماعى کهنه و منسوخ شده و ده‌‏ها کتاب علیه نظریات او در اروپا نوشته‌اند اما در سال‏‌هاى اخیر آدم‌‏هایى پیدا شدند که با ادعاى فهم فلسفى، شروع کردند به ترویج نظریات پوپر! سال‏‌هاى متمادى است که نظریات حاکم بر مراکز اقتصادى دنیا منسوخ شده و حرف‏‌هاى جدیدى به بازار آمده است اما عده‌ای هنوز وقتى مى‌خواهند طراحى اقتصادى بکنند، به آن نظریات کهنه‌ قدیمى نگاه مى‌کنند!

اینها دو عیب دارند: یکى اینکه مقلدند، دوم اینکه از تحولات جدید بى‌خبرند؛ همان متن خارجى را که براى آنها تدریس کرده‌اند، مثل یک کتاب مقدس در سینه‌ خود نگه داشته‌اند و امروز به جوان‌هاى ما مى‌دهند. کشور ما مهد فلسفه است اما براى فهم فلسفه به دیگران مراجعه مى‌کنند! (۴)

تهاجم فرهنگى، مثل خود کار فرهنگى، اقدام آرام و بى سر و صدایى است
یکى از راههاى تهاجم فرهنگى، این بوده است که سعى کنند جوانان مؤمن را از پایبندی‏‌هاى متعصبانه‌ به ایمان، که همان عواملى است که یک تمدن را نگه مى‌دارد، منصرف کنند. همان کارى را که در اندلس، در قرن‏‌هاى گذشته کردند. یعنى جوانان را در عالم، به فساد و شهوت‌رانى و می‌گسارى و این چیزها مشغول کردند. این کار، حالا هم انجام مى‌گیرد.

من بارها گفته‌ام، عده‌اى وقتى در خیابان نگاه مى‌کنند و زنانى را مى‌بینند که حجابشان قدرى ناجور است، دلشان خون مى‌شود. بله؛ این کار بدى است. اما کار بد اصلى، این نیست. کار بد اصلى آن است که شما در کوچه و خیابان نمى‌بینید! کسى به کسى گفت: چه کار مى‌کنى؟ گفت: دهل مى‌زنم. گفت: چرا صداى دهلت در نمى‌آید؟ گفت: فردا صداى دهل من در مى‌آید! صداى فروریختن ایمان و اعتقاد ناشى از تهاجم پنهانى و زیرزیرکى دشمن – اگر شما ملت و عناصر فرهنگى بیدار نباشید – خداى نخواسته، آن وقتى در مى‌آید که دیگر قابل علاج نیست!

عده‌اى خیال کرده‌اند که وقتى ما به تهاجم فرهنگى غرب حمله مى‌کنیم، فقط مسئله‌مان این است که یک نفر در خیابان حجابش را درست رعایت نکرده است. مردم بحمدالله حجابشان را رعایت مى‌کنند؛ الا افرادى قلیل. مسئله‌ اینها نیست. این، فرعى است. اصل قضیه آن است که داخل خانه‌هاست و از مجامع جوانان سرچشمه مى‌گیرد و دشمنان آنجا کار مى‌کنند. آن‏ که آشکار نیست، آن‏ که پنهان است، خطر آنجاست.

جوانان ما شهوات را دور انداختند، راحتى و لذت را دور انداختند؛ رفتند در میدان مبارزه و توانستند دشمن را به زانو درآورند. حال دشمن از جوانان ما انتقامش را مى‌گیرد. انتقامش چیست؟ انتقام دشمن این است که جوانان ما را به لذات و شهوات سرگرم کند. (۵)

تفاوت تبادل فرهنگی با تهاجم فرهنگی
"تهاجم فرهنگى"، با "تبادل فرهنگى" متفاوت است. تبادل فرهنگى لازم است. هیچ ملتى بى‌نیاز نیست از اینکه در همه‌ زمینه‌ها، از جمله در زمینه‌ مسائل فرهنگى، از ملت‏‌هاى دیگر بیاموزد.

ملت‏‌ها در رفت و آمدهایشان، آداب زندگى را، خلقیات را، علم را، لباس پوشیدن را، آداب معاشرت را، زبان را، معارف را و دین را از یکدیگر فرا گرفته‌اند. این، مهمترین تبادل‌هاى ملت‏‌ها با هم بوده است؛ حتى مهمتر از تبادل اقتصادى و کالا.

بسیار اتفاق افتاده است که این تبادل فرهنگى، به تغییر مذهب یک کشور انجامیده است! مثلا در شرق آسیا، بیشترین عاملى که اسلام را به این کشورها – از جمله به کشور اندونزى، به کشور مالزى و حتى به قسمت‌‏هاى مهمى از شبه قاره – برد، دعوت مبلغان نبود، بلکه رفت و آمد آحاد ملت ایران بود.

خود ملت ما هم، در طول زمان، خیلى چیزها از ملت‏‌هاى دیگر آموخته است و این، یک روند ضرورى براى تر و تازه ماندن معارف و حیات فرهنگى در سرتاسر عالم است. این، تبادل فرهنگى است و خوب است.

تهاجم فرهنگى این است که یک مجموعه – سیاسى یا اقتصادى – براى مقاصد سیاسى خود و براى اسیر کردن یک ملت، به بنیان‏‌هاى فرهنگى آن ملت هجوم مى‌برد.

چنین مجموعه‌اى هم چیزهاى تازه‌اى را وارد آن کشور و آن ملت مى‌کند اما به زور؛ اما به قصد جایگزین کردن آن‏ها با فرهنگ و باورهاى ملى. این، اسمش تهاجم است.

در تبادل فرهنگى، هدف، بارور کردن فرهنگ ملى و کامل کردن آن است. اما در تهاجم فرهنگى، هدف، ریشه‌کن کردن فرهنگ ملى و از بین بردن آن است.

در تبادل فرهنگى، آن ملتى که از ملت‌‏هاى دیگر چیزى مى‌گیرد، مى‌شود چیزهاى مطبوع و دلنشین و خوب و مورد علاقه را مى‌گیرد. فرض بفرمایید، دانش را از آنها تعلیم مى‌گیرد. فرض کنید، ملت ایران به اروپا مى‌رود و مى‌بیند آن‏ها مردمى اهل سخت‏کوشى و خطر کردنند. اگر این را از آن‏ها یاد بگیرد، خیلى خوب است. به اقصاى شرق آسیا مى‌رود و مى‌بیند که آن‏ها مردمى هستند داراى وجدان کار، علاقه‌مند به کار، مشتاق کار. اگر این را از آن‏ها یاد بگیرد، خیلى خوب است. به فلان کشور مى‌رود و مى‌بیند مردم آن کشور، وقت‌شناس، داراى نظم و انضباط، داراى محبت، داراى حس ادب و حس احترامند. اگر یاد بگیرد، این‏ها چیزهاى خوبى است.

در تبادل فرهنگى، قضیه چنین است: ملت فراگیرنده، مى‌شود نقاط درست و چیزهایى را که فرهنگ او را کامل مى‌کند، از دیگران تعلیم مى‌گیرد. درست مثل انسانى که ضعیف است و دنبال غذاى مناسبى مى‌گردد. دوا و غذاى مناسب را مصرف مى‌کند، تا سالم شود و نقصش از بین برود.

در تهاجم فرهنگى، چیزهایى که به ملت مورد تهاجم مى‌دهند چیزهاى خوب نیست، بلکه چیزهاى بد است. فرض بفرمایید اروپایی‌ها، وقتى تهاجم فرهنگى را در کشور ما شروع کردند، نیامدند روحیه‌ وقت‌شناسى‌شان را، روحیه‌ شجاعت و خطر کردن در مسائل را، یا تجسس و کنجکاوى علمى را در ملت ما منتشر کنند و با تبلیغات و تحقیقات، سعى کنند ملت ایران، ملتى داراى وجدان کارى یا وجدان علمى شود. این کارها را که نمى‌کنند!

مسئله لاابالى‌گرى جنسى را وارد کشور ما مى‌کردند. ملت ما، در طول هزاران سال، ملتى بود داراى مبالات جنسى؛ یعنى رعایت‏‌هاى مربوط به زن و مرد و این در تمام دوران اسلامى بوده است. نه این که کسى خطا و تخلف نمى‌کرده؛ خطا همیشه هست. در همه‌ دوران‏‌ها و در همه‌ زمینه‌ها، افراد بشر خطا مى‌کنند. خطا هست اما خطا غیر از این است که چیزى بشود عرف جامعه!

اگر در تبادل فرهنگى، ملتى که از فرهنگ بیگانه چیزى مى‌گیرد، تشبیه به آدمى شود که در کوچه و بازار، غذا و دواى مناسب مى‌خرد که مصرف کند؛ در تهاجم فرهنگى، ملتى را که تحت تهاجم قرار گرفته است، باید به بیمارى که افتاده و خودش کارى نمى‌تواند بکند، تشبیه کنیم. آن وقت دشمن، آمپولى به او تزریق مى‌کند و معلوم است آمپولى که دشمن تزریق کند، چیست! این، فرق دارد با آن دارو و درمانى که خود شما بروید و آن را با میل انتخاب و وارد بدنتان کنید. این، تهاجم فرهنگى است.

پس، تبادل فرهنگى به انتخاب ماست؛ اما تهاجم فرهنگى به انتخاب دشمن است.

تبادل فرهنگى انجام مى‌دهیم تا کامل شویم، یعنى فرهنگ خودى را کامل کنیم. اما تهاجم فرهنگى انجام مى‌گیرد تا فرهنگ خودى را ریشه‌کن کند. (6)

واردات مطبوعات نمونه ای از تعاطی فرهنگی
از ما سوال مى‌شود که "شما از وضع کنونى مطبوعات ایران راضى هستید یا نه؟" من اگر بخواهم در این جلسه‌ خصوصى و خودمانى به شما مطلبى عرض کنم، جوابم این است که "نه؛ راضى نیستم." چرا؟ چون کیفیت مطبوعات کشور، متناسب با تاریخ مطبوعات در این کشور نیست.

ما درباره‌ هر پدیده‌اى که سخن مى‌گوییم و قضاوت مى‌کنیم، باید به تاریخ آن پدیده نگاه کنیم. یک وقت پدیده‌اى است که اگرچه در دنیا سوابق زیادى دارد اما تازه وارد این سرزمین شده است. خوب، نمى‌شود زیاد انتظار داشت. یک وقت پدیده‌اى است که ضعیف وارد شده یا به وسیله‌ آدم‏‌هاى نالایق وارد شده است؛ نمى‌شود خیلى توقع داشت.

اما یک وقت پدیده‌اى است که سابقه‌ زیادى دارد و خوب هم وارد شده است، که مطبوعات از این قبیل است. البته مطبوعات، وارداتى است؛ یعنى جزء بخش‏‌هاى مثبت فرهنگ غرب است که ما از آنها گرفتیم.

یک وقت من درباره‌ "تعاطى فرهنگى" – نقطه‌ مقابل "تهاجم فرهنگى" – بحث مفصلى کردم که از مصادیقش، یکى همین مطبوعات است. (۷)

ادامه دارد.پی نوشت:
 

 
1. پیام به حجاج بیت‌الله الحرام 28/12/1377
 
2. بیانات پس از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى آقاى سید محمد خاتمى 11/05/1380
 
3. بیانات در دیدار خانواده‌هاى شهدا و ایثارگران کردستان 22/02/1388
 
4. بیانات در دیدار جوانان، اساتید، معلمان و دانشجویان دانشگاه‌هاى استان همدان 17/04/1383
 
5. بیانات در دیدار کارگران و فرهنگیان کشور، به مناسبت "روز کارگر" و "روز معلم" 15/02/1372
 
6. بیانات در دیدار وزیر، معاونین و رؤساى مناطق آموزش و پرورش سراسر کشور 21/05/1371
 
7. بیانات در دیدار مدیران و مسئولان مطبوعات کشور
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 11:52  توسط قیومی  |